حسن حسن زاده آملى

10

هزار و يك كلمه (فارسى)

سخن بنيوش و مى كن حلقهء گوش * مبادا آن كه بنمائى فراموش نيايد تا به بالينت طبيبى * ندارى از شفاى من نصيبى كه كار من به حكمت هست دائم * به حكمت نظم عالم هست قائم تو بىاسباب خواهى نعمت من * بود اين عين نقض حكمت من طبيب تو دوا داده خدا داد * دواى تو شفا داده خدا داد استاد بزرگوارم آيت علم و دين جناب حاج ميرزا مهدى الهى قمشه‌اى - شرّف اللّه نفسه - در جلسه درسى حكايت فرمود : در زمان پيامبر خاتم - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - طبيبى يهودى درگذشت ، آنحضرت را از وفات وى خبر دادند ، رسول اكرم از شنيدن آن اظهار تأسف كرد ، عرض نمودند : يا رسول اللّه اين متوفّى يهودى بوده است ، فرمود : « مگر نمىگوئيد طبيب بوده است » . ميزان قدر و مكيال ارج هر چيز انسان است . انسان اگر در بيابانى فرودآيد آن سرزمين - مرده بىنام و نشان به ورود وى زنده گردد و بها يابد و نامدار شود . سنگ و گل و ديگر جمادات كه به كار انسان آيند دست بدست گردند و قيمتى گردند . گياهى كه مايه درمان انسان بود با آب زندگى برابرى كند . حيوانى كه انسان از آن بهره برد گرامى بود . بلكه خداى سبحان انسان را ميوه شجره وجود خوانده است ، و بگفته شيوا و رساى عارف رومى : گر نبودى ميل و اميد ثمر * كى نشاندى باغبان بيخ شجر حفظ صحّت چنين ميزانى ، و دفع امراض و آفات چنين مكيالى بوجود ذيجود طبيب نيازمند است . و به تقرير دلپذير صائن الدين الياس شيرازى در آغاز كتاب بسيار بسيار ارزشمند حاوى صغير در علم طب كه زبده و برگزيده حاوى كبير محمد بن زكرياى رازى است : موضوع علم الطب بدن الانسان ، و من البديهيات أن هذا الموضوع في عالم الكون و الفساد اجلّ و اشرف من سائر الكائنات ، فلا جرم العلم به اجلّ و اشرف من سائر العلوم ، لاسيّما إذ ورد به الخبر المأثور عن النبيّ - صلّى اللّه عليه و على آله و صحبه