حسن حسن زاده آملى
57
هزار و يك كلمه (فارسى)
چون از صقع حق تعالى است و وجودات كلمات حق است كلمات عقليه همه نداء حق است با روح و سر و در مدارك جزئيه صدگانه نفسانيه برزخيه و اخرويه صدگونه صدا را ابداع مىكند چه در عالم مثال مدارك صد مىشود زيرا كه مدارك جزئيه در عالم طبيعت ده است پنج ظاهره و پنج باطنه ، و عالم مثال چون عالم وسعت است پس عدد مدارك جزئيه در قالب مثالى ترفّع مىيابد و به نحو ضرب صد مىشود چه هر چه اينجا هست از فعليّت و كمال آنجا هست بنحو اعلى . و معنى ضرب كه گفتيم آنست كه هر يك از ده مدارك عالم مثال كار ده مدرك از آن مىآيد كه بصر آن بصر است و سمع و شم و ذوق و لمس تا آخر ، و سمع آن سمع است و بصر است تا آخر ، و قس عليه . و همه اينها اظلال و حكاياتاند از براى عالم عقل ، اين است كه مأثور است كه موسى - عليه السلام - از همه جهات در كوه طور صدا مىشنيد . و نيز مىگوئيم كه صد يا هزار باعتبار مظهريت كليات اسماء حسنى است و إلّا لا تعدّ و لا تحصى است ، و مؤيد اين است آنچه در قصص است كه موسى در ميقات چون هفتاد كلمه بىواسطه شنيد طمع در رؤيت كرد ، و تا چندين مرتبه هى مىگفت : ربّ أرني انظر اليك و هر بار ملائكه بشكلهاى مهيب فرود آمدندى و گرد بر گرد طور گشتندى و سخنهاى سخت و تعريض گفتندى و موسى همچنان در سؤال مبالغه مىكرد تا آن كه چون بار ديگر ربّ أرنى انظر اليك گفت هفتاد هزار موسى را ديد كه پشمينهها بر سر بسته و عصاها در دست گرفته ديدار جويان ربّ ارنى انظر اليك مىگفتند . و بايد بدانى كه اينها صور مثاليهاند . و مقرب اين معنى آنكه تو هم كه پيغمبر نيستى و نظر توحيد خاصى را ندارى صور كثيره دارى كه لا تعد و لا تحصى چه در الواح علويه و سفليه صور تو ثبت است در نفوس فلكيه و در نفوس ارضيه و در خيالات و در صيقليات كه شيئيت شىء بصورتست پس چه باشد امر آنان كه انفسهم في النفوس و ارواحهم في الأرواح و اشباحهم في الأشباح و جان عالماند و جان جان را آيت كبرىاند ألم تر الى ربك كيف مدّ الظل .