حسن حسن زاده آملى
40
هزار و يك كلمه (فارسى)
ناطقه چون گوهرى فوق طبيعت است همان گونه كه در بدن خود تصرف و تدبير دارد تواند كه در ماده كائنات تصرف كند . آنچه كه در نبوّات و معجزات و خوارق عادات و كرامات آمده است از اين باب است . بلكه استجابت و تاثير دعا نيز بدين نهج است . مثلا دست بر بينندگان مىگذارى و آية الكرسى را براى حفظ نور چشم مىخوانى در اين حال نفس ناطقه گوهر آنسوئى از توجه به ملكوت نيرو مىگيرد ، و به تصور و تعمّل و انشاء خود در قوى و محال آنها و در اعضاء و جوارح خود اثر مىگذارد كه توجهات و تصورات نفسانى را در بدن و قوى و احوال آن تأثيرى بسزا است ، فافهم . كلمهء 18 إنّ الإمكان كما أنه مادّة التركيب كذلك التركيب صورة الإمكان ، فكما أنّ كل ممكن زوج تركيبى كذلك كل مركب ممكن ؛ إذ كل مركب محتاج و الحاجة نفس الإمكان أو مساوقة له أو معلولة له . كلمهء 19 نسبة أولى الأوليات إلى جميع النظريات كنسبة فاعل الكل إلى الموجودات . ( بهمنيار ) كلمهء 20 درباره سوفسطائيان چنين شهرت دارد كه آنان منكر حسيّات و بديهيات و نظريات بودهاند ، و مدّعى بودهاند كه هيچ اصل ثابت علمى وجود ندارد و همه حقائق باطل است ، به تفصيلى كه شيخ در فصل هشتم مقاله اولاى الهيات شفا « 1 » ، و صاحب اسفار در آخر فصل اول نهج دوم مرحلة نخستين اسفار « 2 » آوردهاند ، و ما در دو
--> ( 1 ) - « إلهيات شفاء » ص 306 - 312 ، رحلى ، چاپ سنگى . ( 2 ) - « اسفار » ج 1 ، ص 20 ، رحلى ، چاپ سنگى .