حسن حسن زاده آملى
38
هزار و يك كلمه (فارسى)
كلمهء 16 در مبارك سحر ليله چهارشنبه هفدهم ربيع المولود 1402 ه ق ، مطابق 23 ديماه 1360 ه ش ، شب فرخنده ميلاد خاتم انبياء - صلّى اللّه عليه و آله - و وصي او صادق آل محمّد - صلوات اللّه عليهم - كه مصادف با شب شصتم از ارتحال حضرت استادم علّامه طباطبائى صاحب تفسير الميزان بود به ترقيم رساله أنّه الحقّ به عنوان يادنامه آن جناب اشتغال داشتم ، ناگهان مثال مباركش با سيماى نورانى حاكى از سيماهم في وجوهم من أثر السجود برايم متمثل شد - فتمثل لنا بشرا سويّا - و با لهجهاى شيرين و دلنشين از طيب طويّت و حسن سيرت و سريرتم بدين عبارت بشارتم داد : « تو نيكو صورت و نيكو سيرت و نيكو سريرتى » ؛ تا چند لحظهاى در حضور انورش مشرف بودم - رضوان اللّه تعالى عليه و أفاض علينا من بركات انفاسه النفيسة . كلمهء 17 نفس ناطقه متصرف در بدن طبيعى خود است ، چنان كه متصرف در موادّ طبيعى كه غذاى بدن او مىشوند نيز مىباشد ، و بدن طبيعى و مواد غذاى طبيعى همه با عناصر طبيعى در اصل ماده شريكاند ، و ماده قابل جميع صور است ، پس نفس را رسد كه در مادهء طبيعى مطلقا تصرف كند و از تصرف در ماده كائنات معجزات و خوارق عادات و كرامات از خود ابراز نمايد : اين مطلب خود اصلى قويم بر تجرد نفس ناطقه و سبيل تصديق نبوّات است . صاحب اسفار در فصل هفتم مرحله ششم كه از غرر فصول آن كتابست در اين اصل رصين فرمايد : فإذا ثبت هذا الأصل فيسهل عليك التصديق للنبوّات . و ستعلم أن المادة للعناصر مشتركة فهي قابلة لجميع الصور ، و نسبة النفوس الجزئية الضعيفة إلى مواد أبدانها ( أي في التدبير و التصرف ) كنسبة النفوس القوية الكلية إلى موادّ أخرى كلية ، فكما تصير تصورات هذه مبادي الأمور الجزئية فجاز أن تكون تصوّرات تلك