حسن حسن زاده آملى
12
نهج الولايه (بررسى مستند در شناخت امام زمان "ع") (فارسى)
نشآت است و تفاوت ابدان به نقص و كمال است . و چون روح انسان بر اثر ارتقاء و اشتداد وجودى نورى ، از سنخ ملكوت و عالم قدرت و سطوت مىگردد ، هر گاه طبيعتش را مسخّر خود كند و بر آن غالب آيد ، احكام عقول قادسه و اوصاف اسماى صقع ربوبى بر وى ظاهر گردد تا به حدى كه وعاى وجودش ، وعاى وجود مجرّدات قاهره و بسايط نوريه دائمه گردد و متخلّق به اخلاق ربوبى شود . نتيجهء بى دغدغهاى كه از اين تحقيق حاصل است ، امكان دوام چنين انسانى در نشئه عنصرى است . چنان كه در مقابل ، انسانى كه احكام طبيعت و لوازم آن بر وى غلبه كرده است ، به سبب سرعت تحليل بدن عنصرى مركب ، عمر كوتاهى خواهد داشت . خواجه در « تنسوخ نامه » ، در صفت زر گويد : اما صورت جوهر زر به هيچ چيز از كيفيّات عناصر اربعه فساد نپذيرد ، و هيچ قوت عنصرى او را باطل نتواند كرد ، و بيشتر فلزاتى را كه با او امتزاج دهند ، او را بسوزاند و زر خالص بماند و غش را از او پاك گرداند . و اگر زر خالص را مدتهاى مديد در زير زمين ، پنهان دارند هيچ چيز از او كم نگردد و لون آن متغير نشود به خلاف جواهر ديگر . و در صفت نقره گويد : نقره زر است ، اما پايندگى آن چندان نيست كه از آن زر ، و زود به داروها سوخته و ناچيز گردد ، و در زمين به روزگار دراز خاكستر شود . اين بود كلام خواجه از كتاب ياد شده و غرضم از نقل آن اين است كه ؛ كيمياگر به علم و صنعت خود نقره را زر خالص مىگرداند كه نقره ناپايدار ، زر پايدار مىگردد ، اگر انسان كامل كيمياكار بلكه به علم كيميا آفرينش بدن