جمعى از نويسندگان
37
يادنامه مفسر كبير استاد علامه طباطبائى (فارسى)
طبيعت در سيماى ملكوتى ايشان هويدا بود . بر مجلس ايشان چنان هيبتى سايه مىافكند كه حضار را در سكوتى ژرف و پرتامل فروميبرد و انسان را به ياد شعر فرزدق مىانداخت كه در مدح امام سجاد ( ع ) مىگويد : " يغضى حياء و يغضى من مهابته " به خاطر دارم كه روشندلى در محضر ايشان با چشمانى پر از اشك ، آهسته مىگفت : " در شگفتم كه چگونه زمين ، سنگينى چنين مردانى را تحمل مىكند " در طول سى سال كه افتخار درك محضر ايشان را داشتم هرگز كلمه " من " از ايشان نشنيدم . در عوض ، عبارت " نمىدانم " را بارها در پاسخ سئوالات از ايشان شنيدهام ، همان عبارتى كه افراد كممايه از گفتن آن ، عار دارند ولى اين درياى پر - تلاطم علم و حكمت ، از فرط تواضع و فروتنى به آسانى مىگفت و جالب اين است كه به دنبال آن پاسخ سئوال را به صورت احتمال و با عبارت " به نظر مىرسد " بيان مىكرد . از جمله صفات بارز اين بزرگمرد روحانى ، علاقه و خضوع زايد الوصفى بود كه نسبت به خاندان پيغمبر اكرم ( ص ) داشت و فعاليتهاى شبانهروزى علمى ، او را از توسل و عرض ادب ، به پيشگاه مقام رسالت و ولايت ، بازنمىداشت و موفقيت خويش را مرهون