حسن حسن زاده آملى
75
مجموعه مقالات (فارسى)
فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ » ، بايد از همينجا كه ظل آنجاست ، شروع كرد ، و هر مقام وجود ، بيانگر مراتب فوق خود است ، كه ظلّ آنهاست ، چنان كه معرّف مادون خود است ، كه عنوان علّى نسبت بدان دارد و علت معرّف معلول است و معلول حاكى علتش صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى ، تا چون به عالم ذكر حكيم پيوست و با كليّات نوريّه و حقائق مرسلهء اتحاد وجودى يافت ، با ازل و ابد يكى مىشود ، كه نسبت به اين نشأه هم از گذشته خبر مىدهد و هم از آينده . مثلا قرآن كريم است كه از زبان خاتم ، خبر از آدم و نوح ، انبياى ديگر و امم گذشته مىدهد و هم از آينده انسانها و معاد آنها . اين چنين باذن الهى صاحب ولايت تكوينيه مىگردد كه ازل و ابد او يكى مىشود . عارف نامور ، سنائى غزنوى گويد : تو فرشته شوى ار جهد كنى از پى آنك * برگ توت است كه گشته است بتدريج اطلس اول و آخر قرآن ز چه با آمد و سين * يعنى اندر ره دين رهبر تو قرآن بس ملاى رومى در آخر دفتر دوّم مثنوى به عنوان مثال گويد : تخم اردك در زير پر مرغ خانگى رشد مىكند ، و از قلعه و حصارى كه وى را احاطه كرده است ، بدر مىآيد و با وجودى كه در زير پر مرغ خانگى بزرگ شده است ، همين كه خود را شناخت كه آبى است دايهاش را كه مرغ خانگى است ترك مىگويد ، و به نهر و بحر روى مىآورد ؛ حساب نفس ناطقهء انسانى با طبيعت ، حساب تخم اردك و مرغ خانگى است ، كه هرچند نفس در ابتداى امرش جسمانيّة الحدوث است ؛ يعنى در به دو فطرتش قوّهاى منطبعه در مادّه است ، ولى بر اثر اعتلاء و اشتداد وجوديش از طبيعت ، بمسافت سالهاى نورى فاصله مىگيرد ، كه به تجرّد برزخى ، بلكه تجرّد عقلى ، بلكه فوق مقام تجرّد مىرسد و نائل بمقام خلافت الهيّه بلكه فوق مقام خلافت الهيه مىشود . بلكه در حقيقت ، تعبير بمسافت سالهاى نورى و امثال آن بين مجرّد و مادى ناروا است ، كه اينگونه تعبيرات بيان اوصاف و نسبت مادى به مادى است .