حسن حسن زاده آملى
76
مجموعه مقالات (فارسى)
تخم بطّى گرچه مرغ خانگى * زير پرّ خويش كردت دايگى مادر تو بطّ آن دريا بُد است * دايهات خاكى بُد و خشكى پرست ميل دريا كه دل تو اندرست * آن طبيعت جانت را از ما درست ميل خشكى مر ترا زين دايه است * دايه را بگذار كه او بد رايه است دايه را بگذار بر خشك و بران * اندرآ ، در بحر معنى چون بطان گر ترا مادر بترساند ز آب * تو مترس و سوى دريا ران شتاب تو بطّى بر خشك و برتر زندهاى * نى چو مرغ خانه ، خانه كندهاى تو ز كرّمنا بنى آدم شهى * هم به خشكى هم به دريا پا نهى چون همين قوهء ياد شده بالفعل ، و در به دو حدوثش ، مادهء منطبع در مزاج نطفه است ، و بالقوه عقل بالفعل و مرغ باغ ملكوتست ، حكيم متألّه جناب مولى صدرا در كتاب نفس اسفار او را چنين وصف مىكند كه : « كأنّها مرتفعة الذات عن سنخ الماده » « 50 » اين قوّه و منّهاى كه در مزاج نطفه منطبع است ، هرچند در آغاز و به دو فطرتش مادى و جسمانى است ، اما نه چون قوّه و استعداد كه مثلا در دانه گندم تعبيه شده است كه فقط مايه رشد نباتى او است ، تا از گندم گندم برويد ، بلكه قوّهايست كه بر اثر قدرت و قوّت و شدّت قابليتش براى عروج و نيل به اوج معارف و حقائق ، كأنّ بايد او را از هم اكنون كه در طبيعت تعبيه شده است و قوه منطبعه در ماده است ، وراى عالم طبيعت دانست ، « كأنّها مرتفعة الذات عن سنخ الماده » ، نطفهء نقطه ايست كه قابل است بزرگترين كتاب الهى شود ، و مصداق اتم « كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ » ، گردد ، و شرح صدر ، و سعهء قلبى پيدا كند كه كتاب اللّه يعنى قرآن ، فرقان را به نزول دفعى تلقى كند ، و از عالم عالم برويد ، چنان كه از گندم گندم . يكى از مطالب عرشى و نكات دقيقى كه در ذبر حكمت متعاليه و صحف ارباب قلوب ، در حدوث زمانى عالم معنون است ، اين است كه انسان
--> ( 50 ) . اسفار ، ج 4 ، ص 3 ، فصل اوّل ، باب اوّل .