حسن حسن زاده آملى
41
مجموعه مقالات (فارسى)
آن تخمها و بذرهائى كه در مزرعه جانش كاشته بود ، حالا به فعليت رسيدهاند . هر چند صورت ظاهر عمل در اينجا حركت است ، راه مىرود ، حركت است ، فكر مىكند ، حركت است ، مىنويسد ، حركت است ، طواف مىكند ، جهاد مىرود ، تعليم مىدهد ، حركت است ، و همه احوال و اطوار او در اين نشأه حركت است ، و حركت عرض است و متصّرم است و دوام ندارد و پايدار نيست ، و لكن از همين عرضها در سرّ و باطن انسان ، اخلاق ثابتى به نام ملكات تقرّر مىيابد و ساخته مىشود كه حقيقت و هويّت انسان و قدر و ارزش آن همان حقائق و همان ملكات او است ، يعنى اين كه فرمودند ، علم و عمل انسان سازند ، منظور از عمل ، صرف همين حركات ظاهرى نيست ، آن نورى كه در دل اين اعمال قربة الى اللّه است ، انسانساز است . گر نبودى مر عرض را نقل و حشر * فعل بودى باطل و اقوال قشر اين عرضها نقل شد لون دگر * حشر هر فانى بود كون دگر نقل هر چيزى بود هم لايقش * لايق گله بود هم سايقش روز محشر هر عرض را صورتيست * صورت هر يك عرض را نوبتيست ما با آن لبّ و حقيقتى كه حاصل علم و عمل ما است ، كه به ظاهر از اعراض برخاستهاند ، محشوريم . اين حقيقت به لحاظ اين نشأه باطن است و در آنجا عين ظاهر مىشود كه « يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ » « 7 » است . روز محشر هر نهان پيدا شود * هم ز خود هر مجرمى رسوا شود دست و پا بدهد گواهى با بيان * بر فساد او به پيش مستعان دست گويد من چنين دزديدهام * لب بگويد من چنين بوسيدهام پاى گويد من شدستم تا منى * فرج گويد من بكردستم زنا چشم گويد غمزه كردستم حرام * گوش گويد چيدهام سوء الكلام
--> ( 7 ) . سوره طارق / 10 .