حسن حسن زاده آملى

37

مجموعه مقالات (فارسى)

وارداتش آلوده است ، صادراتش هم آلوده است . و بقول شيخ بهائى در نان و حلوا : لقمه كآمد از طريق مشتبه * خون خور و خاك و بر آن دندان منه كان ترا در راه دين مفتون كند * نور عرفان از دلت بيرون كند انسانى كه واردات گوشش ياوه و هرزه و گزاف است ، صادراتش نيز آنچنان خواهد بود ، قلم هرزه و نوشته‌هاى زهرآگين خواهد داشت ، چرا دفتر وجود و صحيفه نفست را به اين گونه اباطيل و « ترّهات » پر مىكنى . دفتر حق است دل به حق بنگارش * نيست روا پر نقوش باطله باشد روح كه قدسى نگشت و نفس كه ناطق * روح بخارى و نفس سائله باشد نفس ناطقهء انسانى بزرگترين كتاب الهى است و بقول شمس مغربى : مرا به هيچ كتابى مكن حواله دگر * كه من حقيقت خود را كتاب مىبينم حيف نيست كه چنين دفتر بزرگ الهى به هرزه‌ها و ياوه‌ها آكنده شود ؟ يكى از عهدهاى شيخ رئيس ، در رساله عهدش اين است كه رمان و قصه‌هاى باطل نخواند . حرفها و افسانه‌هاى باطل دهن و ذهن را كج و معوّج مىكند ، و نفس را از درست‌انديشى و درست‌يابى عدول مىدهد و منحرف مىگرداند . افلاطون در بيرون شهر آتن در محلّى به نام « آكادميا » باغى داشت كه آن را وقف علم و معرفت نمود ، و بر سردر باغ آكادمى نوشته بود : هركس هندسه نمىداند وارد نشود . ابن خلدون در مقدمهء تاريخ گويد : « و قد زعموا أنه كان مكتوبا على باب افلاطون من لم يكن مهندسا فلا يدخلنّ منزلنا » . و نيز در همان مقدمه گويد : و كان شيوخنا رحمهم اللّه يقولون : « ممارسة علم الهندسه للفكر بمثابة الصابون للثّوب الذى يغسّل منه الأقذار و ينقّيه من الأوضار و الأدران » .