حسن حسن زاده آملى

27

مجموعه مقالات (فارسى)

حرف زدن و حرف ياد گرفتن آسان است . اين بنده مثل نوار مطالبى را ضبط كند ، و به حضور شما تقديم بدارد سهل است ، و لكن اگر خود محتواى حرفها بر دل بنشيند ، كه انسان علاوه‌بر اين نحوه دانائى ، دارا هم به شود ، و به فعليّت برسد ، و از نقص بكمال آيد ، هنر است . مپندارى كه اين امر محال است ؛ زيرا كه اگر محال بوده باشد ، ما را به سوى خود دعوت نمىكردند ، « و لكم في رسول اللّه اسوة حسنة » نمىفرمودند . علاوه اين كه تكليف به اندازهء وسع ما شده است ، نه به اندازهء طاقت ما ، « لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها » ، وسع ، مادون طاقت است ، « يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ » . گرچه راهيست پر از بيم ز ما تا بر دوست * رفتن آسان بود ار واقف منزل باشى بلى انسان استاد مىخواهد ، به مربّى احتياج دارد ، و گرنه ممكن است كه بسيار راه برود و به جائى نرسد و سرگشته بماند . به مثل يك حيوان عصارى يا آب‌كشى ، چشمش را مىبندند كه سرش دور نگيرد ، اين حيوان گمان مىكند كه از صبح تا ظهر خيلى راه رفته است ، و چون چشمش را بگشايند و پرده از پيش چشمش بردارند ، مىبيند راهى نپيموده است و در همان كارگاه هست اين مثل را امير المؤمنين عليه السلام در همين باب ، بر منبر مسجد كوفه عنوان فرموده است . شيخ رئيس را در نمط نهم اشارات سخنى نغز در تعريف زاهد و عابد و عارف است كه : « المعرض عن متاع الدنيا و طيّباتها يخصّ باسم الزاهد ، و المواظب على نفل العبادات من القيام و الصيام و نحوهما يخصّ باسم العابد ، و المنصرف بفكره الى قدس الجبروت مستديما لشروق نور الحق في سرّه يخصّ باسم العارف ، و قد يتركب بعض هذه مع بعض » . يعنى معرض از متاع دنيا و طيبات دنيا را زاهد گويند ، و مواظب بر عبادات مستحب از نماز و روزه و جز آنها را عابد نامند ، و آن كه فكرش را به قدس جبروت منصرف نمود ، در حالى كه على الدّوام خواهان شروق نور حقّ