حسن حسن زاده آملى

91

گنجينه گوهر روان (فارسى)

برزخى نفس است ، و چهار حجّت در اثبات آن آورده است « 1 » . فصل اوّل باب ششم نفس اسفار ، بحث از تجرّد تامّ عقلى نفس است ، و يازده حجّت در اثبات آن آورده است « 2 » . و عنوان باب چنين است : « الباب السادس في بيان تجرّد النفس الناطقة الانسانية تجرّدا تامّا عقليّا . . . » . قيد تجرّد تامّ عقلى براى إخراج تجرّد غير تامّ است كه همان تجرّد برزخى معبّر به تجرّد مثالى و خيالى نفس است كه گفته آمد و مبرهن مىشود . أما تجرّد اتمّ فوق تجرّد عقلانى ، در تضاعيف مطالب مجلّدات اسفار در چند موضع گفته آمد ، و فصلى را بدان اختصاص نداده است ، چنان كه در گنجينه بتفصيل گفته آيد . و مراد از فوق تجرّد عقلانى اين است كه نفس را علاوه بر تجرّد برزخى و تجرّد تامّ عقلى ، وحدت حقّه حقيقيه ظلّيه است كه مجرّد از ماهيّت نيز هست و او را مقام معلوم نيست و حدّ يقف ندارد چنان‌كه مشروح و مبرهن مىگردد . تبصره : بدن مرتبه نازله نفس است ، و على التحقيق روح انسانى بدون بدن نيست ؛ انسان را بدنهاى در طول يكديگر است ، و تفاوت آنها مطابق و موافق هر نشأه به كمال و نقص است ، چنان‌كه حق سبحانه بدون مظاهر و مجالى نيست ، و تفاوت آنها به سعه و ضيق در مظهر بودن يا به اشتداد و ضعف به حسب تشكيك عامّى و يا تشكيك خاصى است ، لذا فرموده‌اند : حق تعالى را وحدت حقّه حقيقيه ذاتيه است ، و مظهر اتمّ او را كه نفس ناطقه انسانى است وحدت حقّه حقيقيه ظليه است « من عرف نفسه فقد عرف ربّه » . و بحث تجرّد نفس به لحاظ مراتب شامخه آنست ، چنان‌كه اطلاق مجرّد بر حق تعالى بايد چنان باشد كه از تنزيه تشبيه لازم نيايد چه اين كه او سبحانه : « عال في دنوّه ، و دان في علوّه » ، و انسان را نيز گويى كه

--> ( 1 ) . اسفار : ط 1 - ج 1 - ص 316 . ( 2 ) . اسفار : ط 1 - ج 4 - ص 63 إلى ص 75 .