حسن حسن زاده آملى

74

گنجينه گوهر روان (فارسى)

ابو على سينا گويد : مردم از جذب آهن‌ربا آهن را تعجب مىكنند ، و از جذب و تصرّف و تسخير نفس مر بدنشان را بىخبرند » . اصل 26 - آن گوهرى كه به لفظ من و أنا و مانند اينها بدان اشارت مىكنيم به نامهاى گوناگون خوانده مىشود چون : نفس ، و نفس ناطقه ، روح ، عقل ، قوه عاقله ، قوه مميّزه ، روان ، جان ، دل ، جام جهان‌نما ، جام جهان‌بين ، ورقاء ، طوطى ، و نامهاى بسيار ديگر ، ولى آنچه در كتب حكمت و السنهء حكماء رواج دارد همان پنج نام نخستين است . اصل 27 - بدن مرتبه نازله نفس است . اصل 28 - آنگاه كالبد تن بدن نفس است كه نفس در او تصرّف و بدان تعلّق داشته باشد و آثار وجوديش را در او پياده كند . اصل 29 - نفس را هر دم در كشور وجودش شئون بسيارى است كه هيچ شأنى او را از شأن ديگر باز نمىدارد . اصل 30 - در ميان انواع موجودات صاحب قوا و استعداد و هوش و بينش ، انسان را كه با آنها مىسنجيم مىبينيم كه وى از همهء آنها باهوش‌تر و زيركتر است ؛ پس جوهر انسان از جنس جواهر آنها برتر و شريفتر است . اصل 31 - نفس ناطقه بسان درختى است كه جميع قواى او شاخه‌هاى اويند . النفس في وحدته كلّ القوى * و فعلها في فعله قد انطوى اصل 32 - قوه مصوّره به تنهائى صورتگر نطفه نيست . اصل 33 - فاقد شيء ، معطى آن به ديگرى نتواند بود ، و به عبارت ديگر : معطى كمال ، خود بايد أولا واجد آن باشد . اصل 34 - طلب مجهول مطلق محال است . اصل 35 - از آنجايى آمديم كه اوّل كار بود زيرا چون علم مىآموزيم پيشتر مىرويم .