حسن حسن زاده آملى
53
گنجينه گوهر روان (فارسى)
ناطقه حاصل گشته ، و اگر قوه ناطقه نداشتيم در همان حدّ طفل گهواره بوديم زيرا كه او هم آلت حاسّه دارد مانند ما ، كلماتى كه انسان در سخن به كار مىبرد همه مفهوم كلّى است و هركس بشمارش كلمات عبارت كتب و غير آن مىتواند اين حقيقت را برأى العين ببيند . و از سخن حكماء معلوم مىشود كه عقل بالملكه آن هنگام در طفل محقّق مىشود كه تصوّر و تصديق بديهى را ادراك كرده و مستعدّ آموختن نظريات باشد ، و البتّه در هفت سالگى كه آغاز سنّ تربيت است به اندازه كافى ادراك كلّى كرده است ، و در شرع اسلام طفلى كه شش سال تمام دارد و بميرد بايد بر او نماز ميّت خواند . طفل هفت ساله معنى زن و مادر و شير و شير دهنده را ادراك كرده ، و در وقتى در گهواره بود اشخاص را ميديد و مفاهيمى از هم جدا ادراك نمىكرد . صدر المتألهين قدّس سرّه بابرام و تأكيد فرموده است : « اكثر مردم معانى مجرد كلّى عقلى را در نمىيابند ، و آن خاصّ جماعتى از بزرگان علم است و عامّه مردم مفاهيم را آلوده با خيال و صورت خيالى ادراك مىكنند نه مجرد محض » ؛ أما من از اين رأى سخت متعجّبم و نمىدانم چه عذرى براى ايشان ابداع كنم ، آنچه مىدانم و تجربه شده قول حكماى پيشين صحيح است . كودك مفهوم مادر را تصوّر مىكند كلّى چنانكه گويد همه بچهها مانند من مادر دارند و بايد مادر خود را احترام كنند ، پس معنى كلى مادر را ادراك كرده گرچه در ضمن مادر خود را كه صورت خيالى او است به ياد آورد ، أما همه كس حتى بزرگان حكماء و عرفاء كه بقول صدر المتألهين معانى مجرده عقليه را درك كردهاند به ياد صور خيالى جزئى خواهند افتاد و منافات با ادراك كلّى ندارد . صور خيالى هميشه صورت اشخاص معيّن است كه وقتى كسى ديده و در خاطرش مانده است و ما به آن صور خيالى كه همراه مفهوم كلّى است استدلال نمىكنيم بلكه به خود معنى كلّى استدلال مىكنيم ، بارى بسيارى از أدلّه حكماى إلهى بر تجرّد نفس مبنى بر ادراك كلّى است چنانكه خواهيم گفت إنشاء اللّه .