حسن حسن زاده آملى
54
گنجينه گوهر روان (فارسى)
ديگر از خواص انسان اختيار است و آن را نميتوان ناشى از تغييرات جسمانى دانست چون ادراكات و حركات ممكنه غير متناهى است بايد براى هريك اراده تغييرى قهرى در بدن ثابت كرد ؛ گفتيم همه اين تغييرات جسمانى قهرى است چون در طبيعت غير قهر نيست ، و نيز حركات فكرى انسان كه مىخواهد چيزى به ياد آورد مانند شعرى فراموش شده را ، يا قياس ترتيب دهد و نتيجه بگيرد ، يا معنى كلّى استنباط كند ، همه بايد ناشى از تغيير طبيعى قهرى در بدن باشد ، و تغييرات طبيعى بدنى مانند حركت نبض و قلب قهرا حاصل مىشود ، پس همه اعمال انسانى تابع تغييرات بدنى است ، و اول آن تغييرات بدنى قهرى و جبرى حاصل مىشود و اراده به تبع آن بأعمال تعلق مىگيرد ، پس همه اعمال انسان جبرى و قهرى است نه از سنخ آنكه اهل جبر گويند بلكه از سنخ حركت قلب كه همه عقلا بر جبر بودن آن اتفاق دارند . و به نظر ما غير سفيه ملتزم بچنين سخن باطلى نخواهد شد ، بلكه سفيه است آنكه احتمال بدهد آنقدر تغيير بدنى قهرى به شماره ارادت و اختيارات انسانى در بدن وى موجود مىتواند شد ، و اگر چنين باشد تكليف شرعى و مسئوليت عرفي و حسن و قبح افعال باطل مىگردد . و البته ارادت انسان مبدء عقلى و نفسانى دارد كه اولا در نفس تغييرى پيدا مىشود پس از آن در بدن به تبع نفس ، و معنى تجرّد اين است و علامت روشن آن اين كه هزاران نوع اراده در نفس حاصل مىشود و تغيير بدنى كه به تبع آن در بدن مىبينيم يكى بيش نيست ، مثلا همه ارادات هزارانگونه از نوع خشم و غضب باشد آثار بدنى آن مانند يك چيز است . ابو على بن سينا در نمط سوم اشارات فرمايد : حركات اختياريه در نفسانى بودن شديدتر است از قواى ديگر و مراد وى اختيار حيوانى است كه مقهور واهمه و باصطلاح امروز غريزهاند ، و البته اختيار انسان بنفسانيت نزديكتر است چون در اختيار مقهور هيچ يك از قواى بدنى نيست . . . » .