حسن حسن زاده آملى

24

رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم (فارسى)

بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها وحدت و كثرت بحث وحدت و كثرت در كتب حكيمان الهى و خصوصا در صحف عارفان بالله ، در حقيقت ناظر به تفسير دو اسم مبارك واحد واحد و سير در اين دو اسم اعظم است ، و در غايت منتهى به توحيد ذات واجب الوجود است كه علاوه بر احديت و واحديت ذات ، واحد به وحدت حقه حقيقيه ذاتيه است و نحوه بحث و نتيجه غائى آن در افق مبين مشهد عارف بمراحل ، اشمخ و اشرف از توحيد به منظر نظر حكيم ( يعنى فيلسوف مشاء ) است نه فقط در اين يك مساله بلكه در همه مسائل حكمت متعاليه اينچنين است ، شاهد عدل اين كه عارفان را مطلقا وحدت كلمه است الا نادرا ، و ديگران را تشعب و تشاغب و تهافت و اختلاف بسيار ، فافهم آن دو اسم شريف اعنى واحد واحد را چون وجود و موجود بر حق سبحانه و بر جميع ما سواه اطلاق مىكنند ، و گفته‌اند : هر گياهى كه از زمين رويد * وحده لا شريك له گويد گياه به عنوان مثال است چه هر موجودى به اصل محكم « التجلى لا يتكرر » در وجود خود منفرد و متفرد است و او را ثانى نيست و به عبارت ديگر هر شىء مظهر اسم شريف يا من ليس كمثله شىء است ، و اين مظهريت را مراتب است هر حرفى از حروف كتاب آفاقى و انفسى ناطق است كه من موجودى واحد و بى شريكم ، چگونه موجد مرا شريك باشد