حسن حسن زاده آملى
23
رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم (فارسى)
الحميد و ختمت بابن العميد ، و كان فى الكتابه و فى كل فن من العلم والادب اماما بعد از آن ابن خلكان از عبدالحميد كاتب نقل كرد كه وى گفت : حفظت سبعين خطبه من خطب الاصلع ففاضت ثم فاضت ، و مقصودش از اصلع اميرالمؤمنين على عليه السلام است و نيز ابن خلكان در كتاب ياد شده در ترجمان ابن نباته صاحب خطب گويد : ابو يحيى عبدالرحيم بن نباته صاحب الخطب المشهوره كان اماما فى علوم الادب ، آنگاه از وى نقل كرده است كه گفت : حفظت من الخطابه كنزا لا يزيده الانفاق الاسعه و كثره ، حفظت مائه فصل من مواعظ على ابن ابى طالب عليه السلام كوتاهى سخن اين كه حق مطلب همانست كه خود آن جناب در خطبه دويست و سى و يك نهج به كلام بليغ خود فرمود : و انا لامراء الكلام و فينا تنشبت عروقه و علينا تهدلت غصونه ، در همين عبارت ملاحظه بفرمائيد و در آن غور و تدبر بنماييد ، به بينيد اين جمله كوتاه از حيث لفظ و معنى چه قدر بلند است ، و خود همين كلام شاهد صادق خود است كه صادر از امير كلامى چنانى است و مثل منى بايد تا چه اندازه قلم فرسائى كند كه تا بتواند حق بيان آن را اداء كند ، و يا عاقبت امر از عهده آن عاجز بماند علاوه اين كه كلمات صادر از بيت عصمت و وحى پيغمبر و آل نه فقط از حيث فصاحت و بلاغت دستورالعمل و سرمايه ادبى عبدالحميد و ابن نباته ها مىباشند بلكه در جميع شئون و امور حياتى نهج قويم و طريق مستقيماند كه اگر به ترتيب حروف تهجى از الف تا ياء در هر يك از معارف حقه الهيه بحث و فحص گردد اصول و امهاتى را حائزند كه هر اصلى خود شجره فروع و اثمار بسيار است كه اصلها ثابت و فرعها فى السماء تؤتى اكلها كل حين باذن ربها اين بود مقدمه مورد نظر كه تحرير شد ، اينك به بحث در پيرامون وحدت از ديدگاه عارف و حكيم آغاز مىكنيم :