حسن حسن زاده آملى

60

رساله نور على نور در ذكر و ذاكر و مذكور (فارسى)

روحا و مثالا و حسّا متعينّا من حضرة اسم متعيّن بتلك الحقيقة الالهيّة فكان ذلك الاسم ربّه المتولّى لتربيته » . تا اينكه پس از بيان حكم عامّ و خاصّ ربوبيّت گويد : « و أمّا نبيّنا محمّد صلى اللّه عليه و آله فله المنهل الاعلى و هو التّجلّى الاوّل الّذى نوره أوّلا و ربّه ثانيّا ، و هو أصل جميع الاسماء و التّعيّنات العلميّة و الوجوديّة و منتهاها كما قال تعالى : وَ انَّ الى رَبِّكَ الْمُنْتَهى ، و قال تعالى : قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّى - الآية . فان ربّه هو التّجلّى الاوّل الّذى هو مسمّى هو و باطن الاسم اللّه » ( مصباح ص 151 ) . [ 137 ] در جنّت و اقسام آن و اضافهء آن به ضمير ياى متكلّم در كريمهء ياد شده لطايفى در دو نكتهء 707 و 921 « هزار و يك نكته » آورده‌ايم رجوع شود . [ 138 ] خواجهء طوسى در شرح فصل هشتم نمط نهم « اشارات » در بيان نفس مضطر به و مطمئنّه بيانى شيرين دارد كه به ترجمهء آن اكتفا مىكنيم : « رياضت بهائم يعنى رام كردن آنها اين است كه رائض آنها را از اقدام بر حركاتى كه بدان راضى نيست باز دارد و بر آنچه كه بدان راضى است وا دارد تا بر طاعت وى خو گيرند . و قوّهء حيوانى كه مبدأ ادراكات و افاعيل حيوانى در انسانست هر گاه طاعت قوّهء عاقله ملكه‌اش نشود به منزلهء بهيمهء رام نشده است كه گاهى شهوتش و گاهى غضبش او را به سوى ملايمش مىخوانند . و اين دو يعنى شهوت و غضب بارى به سبب آنچه كه قوّهء حيوانى به ياد آن مىآيد و بارى به سبب آنچه كه از حواسّ ظاهره به دو مىرسند برانگيزانندهء قوّهء متخيّله و متواهمه‌اند ، پس قوّهء حيوانى به حسب اين دواعى حركات مختلف حيوانى مىنمايد و قوهء عاقله را در تحصيل خواسته‌هايش استخدام مىكند . لذا او قوّهء امّاره‌ايست كه از وى افعال مختلف به اختلاف مبادى صادر مىشوند و قوهء عقليّه از روى كره وى را فرمان مىبرد و پريشانست . اما چون قوّهء عاقله او را به سبب منع كردنش از تخيّلات و توهّمات و احساسات