حسن حسن زاده آملى
61
رساله نور على نور در ذكر و ذاكر و مذكور (فارسى)
و از افاعيل برانگيزانندهء شهوت و غضب رام كرد و بر آنچه كه مقتضاى تعقّل عملى است واداشت تا بر اطاعت او خو كرد و در خدمت او ادب يافت و به امر او فرمان برد و از نهى وى سرپيچى نتواند كرد ، قوّه عقليّه آرميده مىشود و از وى چنان افعال مختلف به اختلاف مبادى صادر نمىگردند و باقى قوا همگى فرمانبر اويند و وى را گردن مىنهند » - پايان . و چون نفس مطمئنّه شد مخاطب به خطاب أيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعى الى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّهً . فَادْخُلى في عِبادى وَ ادْخُلى جَنَّتى مىگردد . و در ربّ مضاف به كاف خطاب ، و عباد و جنّت مضاف به ياء متكلّم بايد خيلى دقّت به كار برد . نفس مطمئنّه شدن همان و مخاطب به خطاب مذكور شدن همان . و به نكتهء 707 و 921 « هزار و يك نكته » رجوع شود .