محمد دهدار

20

رساله علامه بزرگوار محمد دهدار در قضا و قدر (فارسى) (تعليقات حسن حسن زاده آملى)

است . اكنون بدان كه اين خصوصيت را اشعرى كسب مى نامد و معتزلى فعل و فى الحقيقة مناقشه لفظى است والله اعلم . تعليقه 12 و چون اين مقدمات معلوم شد ، بايد دانست كه هركس كه انسان را در فعل خود چون جماد مىداند در حركتش ، آن كس جماد است نه انسان چه انسان در مرتبه وجود نزد علم و اعتقاد خود است و وجود و اختيار بر فعل در انسان بديهى است . تعليقه 13 و آن كس كه انسان را در فعل خود مطلق العن‌ان مىداند و اعتقاد مىكند كه فعل او من جميع الوجوه به او مفوض است اعتقادش در توحيد ناقص و نادرست است ، آيا آيات قرآنى را نخوانده ؟ و همين يك آيه كريمه كافى است كه وَ أَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ « 1 » با آن كه قول را اضافه فرموده وجودش را به جانب قدس خود حواله داده . و از جمله احاديث همين دعا كافى است كه نزد خروج از خلا بايد خواند كه « : الحمدلله الذى اذهب عنى الاذى و عافانى » . و چون اين اعتقاد را كه منسوب به طائفه اماميه نيز مى دانند از كتب و احاديث ايشان روايتى ضرور است كه هم حجت بر اهل اعتقاد ناقص باشد ، و هم عاقل خبير بر اصول اعتقاد ايشان اطلاعى يابد و به مجرد نقل جهان اعتراض نكنند ، و هم اعتقادى كه منسوب

--> ( 1 ) سوره الملك ، آيه 14 و 15 .