حسن حسن زاده آملى

419

ده رساله فارسى (فارسى)

مسأله تشريح بدن انسان از نظر فقهى نشده است مگر اين‌كه گفته شود نقل يك دوره تشريح در يك جامع روائى مانند بحار الانوار تصديق و اعتراف صاحب كتاب و امضاء و اجازه آن بر تشريح است ؛ مانند نقل يكدوره رساله قبله شاذان بن جبرئيل قمى در كتاب صلوة بحار كه مجلد هجدهم طبع كمپانى است . « 1 » و لكن اين نظر صورت استحسانى دارد و به اطلاق دال بر تجويز تشريح بدن مرده نمىباشد مگر اين‌كه امر لزوم و ضرورت را به تشريح ضميمه كرد و حكم به جواز آن داد چنان‌كه گفته آيد . در شريعت اسلام تشريح بدن ميت مسلمان منهى و حرام است و قطع هر عضوى از اعضاى ميت موجب تعلق ديه بر قاطع آن مطابق احكام كتاب ديات است مگر اين كه به حكم ضرورت و لزوم - چنان‌كه اشاره شده است - در صورت عدم تمكن به ميت غير مسلم براى حفظ حيات جامعه‌اى مثلا تجويز شود . مؤلف كتاب تشريح البشر مرحوم طبيب محمد بن عبد الصبور تبريزى خوئى در مفتتح آن گويد : و در حين تحرير اين كتاب تشريح كه سال هزار و دويست و هفتاد و يك هجرى بود ، و پيش از آن نيز چند جثه از اجسام اموات بطريق شرعى تشريح نموديم زيراكه معالجه امراض بدون فهميدن تشريح ظنى مىباشد نه يقينى . « 2 » نگارنده گويد : مولف تشريح البشر طبيبى مسلمان و شيعى دوازده امامى است چنان كه خطبه كتاب ياد شده‌اش به مذهب او نص صريح است آن‌كه فرموده است : « چند جثه از اجسام اموات به طريق شرعى تشريح نموديم ، . . . » قيد « به طريق شرعى » را در كتب تشريح مسلمانان ديگر نيز ديده‌ايم . و اگر در كتاب تشريحى تصريح

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 18 ، ص 153 - 157 ، ط كمپانى . ( 2 ) . تشريح البشر ، ص 6 ، ط رحلى سنگى .