حسن حسن زاده آملى
400
ده رساله فارسى (فارسى)
نفر به نام « ارازيسطراطوس » و « ايروفيل » كه هروفيل نيز گويند ، بودهاند . اولى پسر كوچك ارسطاطاليس بوده است و دومى حكيمى بود در مدينه كرتاچنس اين دو شخص نامور پس از مدتى كه به تحصيل علوم بهخصوص طب و شعب آن مشغول بودند به ديار مصريه سفر كردند و در اسكندريه ماندند و در مدرسه اسكندريه كه بانى آن « الابطلوميون » بوده است تشريح انسان مىكردند و مردم را صنعت طب ميآموختند و در آنجا از معلمين بسيار معروف شدند پس از آن علم تشريح در اسكندريه متداول شد . بعد از آن در مدت ما بين اين دو شخص و جالينوس كه در حدود پانصد سال بوده است علم تشريح ترقى نيافت و بر يك حالت بماند تا آنكه بيش از چهار صد سال قبل از هجرت حضرت خاتم انبياء صلّى اللّه عليه و إله و سلّم جالينوس ظاهر شد و مدرسه جديدى براى تشريح بنا كرد و در آن علم تشريح تحصيل مىشد . جالينوس بهتر از جميع متقدمين در اين علم تعمق نمود چنانكه بزرگترين مشرحين قدماء شد و عصر او عصر دوم ترقى تشريح خوانده مىشود . جالينوس ثابت كرده است كه شرايين مادام الحيات پر از خوناند و ابدا هوا در جوف آنها نيست و بديننظر صحيح بر « ارازيسطراطوس » كه بر آن شده بود كه شريانها پر از خون نيستند هوا هم در آنها هست طعن مىزد چنانكه بر برخى از آراى ديگر وى . كتابى را كه جالينوس در علم تشريح تصنيف كرده است بيشتر از هزار سال در ميان اطباء متداول و معتبر بوده است و درباره زمان بعد از جالينوس مؤلف جواهر التشريح و همانند آن مؤلف تشريح البشر كه پيشتر از آنها ياد كردهايم چنين گفتهاند : بعد از جالينوس اين علم به همين حالت ماند و در بلاد مصريه باز تحصيل