حسن حسن زاده آملى

34

ده رساله فارسى (فارسى)

پس از وى جرمهاى اسمانى است * كه در وى سورهء سبع المثانى است نظر كن باز در جرم عناصر * كه هر يك آيتى هستند باهر پس از ايشان بود جرم سه مولود * كه نتوان كرد اين آيات معدود به آخر گشت نازل نفس انسان * كه بر ناس آمد آخر ختم قرآن و اين بنده در دفتر دل گفته است : حروف عينيش را اتصال است * حروف كتبيش را انفصال است كه اينجا يوم فصل است و جدائى است * و آنجا يوم جمع است و خدائى است ترا خود سرّ سرّ توست قاضى * ندارد حال و استقبال و ماضى كه آن خود مظهرى از يوم جمع است * ولو آن همچو شمس و اين چو شمع است چه يوم جمع يوم اللّه و اصل است * فروع يوم جمع ايام فصل است قضا جمع و قدر تفصيل آن است * خزائن جمع و اين تنزيل آن است قضا علم الهى هست و حشر است * قدر فعل الهى هست و نشر است قضا روح و قدر باشد تن او * گل او گلبن او گلشن او