حسن حسن زاده آملى
26
ده رساله فارسى (فارسى)
كه تنزل آن از ذات مقدسه الهى است و عبارت أخراى ظهور آن است اولين نشأه آن عالم مشيت است كه واسطه فيض وجودات و نزول بركات نوريه وجوديه است كه از آن تعبير به عقل اول و عقل بسيط و علم بسيط و حقيقت محمديه نيز مىشود و اسامى شامخ ديگر نيز دارد ، همچنين در قوس نزول تنزل تا به عالم لفظ و صوت و نقش و كتب مىيابد كه آن حقيقت در شؤون اين رقائق متنزل و متجلى است ، و اين فروع از آن اصل منفطر و بدان متدلى است . و سپس از اين مرحله آخر به قوس صعودى و سير علمى و اشتداد وجودى نفس ، به اتحاد عالم به معلوم صاحب ولايت كليه ظليه الهيه مىشود و خليفه اللّه مىگردد و به اصل خود مىپيوندد . دو سر خط حلقه هستى * به حقيقت به هم تو پيوستى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ . مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ * تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ . به مثل نطفه انسانى كه زبده عالم و صفوت و لباب و خلاصه آن است ، آنچنان كه از ماست در مشك ، به زدن مشك زبده آن گرفته مىشود . عالم همچو مشكى است كه از جنبوجوش و حركات حيرتآور آن زبدهاى به نام نطفه انسانى حاصل مىشود كه بعد از همه آنها و عصاره همه آنها است ، و در قواى عالم جمع است كه يك كلمه موجز و مختصرى است كه معناى بسيار بلند در آن نهفته است . عارف شبسترى گويد : درون حبهاى صد خرمن آمد * جهانى در دل يك ارزن آمد بدان خردى كه آمد حبّه دل * خداوند دو عالم راست منزل