حسن حسن زاده آملى

205

ده رساله فارسى (فارسى)

ريش را كوتاه كنى . و اگر از هر يك از آنها اندكى كوتاه كنى كافى است . ( پس تقصير به معنى كوتاه كردن است ) . و مىتوانى گرفتن ناخن را تقصير قرار دهى ، مثلا ناخن سر انگشتى را با قيچى بچينى . و در حال تقصير هم بايد نيّت كنى ، مثلا بگويى : « تقصير مىكنم به جهت بيرون آمدن از احرام در عمره تمتّع ( يعنى به جهت حلال شدن آنچه كه در حال عمره تمتّع حرام بود ) قربة الى اللّه تعالى » . آخرين اعمال عمره تمتّع ، تقصير است . و به اين تقصير ، جزء اوّل حجّ تمتّع كه حجّة الاسلام است انجام يافت كه از احرام بدر مىآيد و همه محرّمات اختصاصى محرم بر او حلال مىشود ، مگر تراشيدن سر و كندن گياه و درخت حرم و بوى خوش و صيد كه تا شخص از حدود حرم خارج نشود صيد براى او حرام است و زن كه تا طواف نساء و نماز آن خوانده نشد بر او حلال نمىشود . بنابر قولى به وجوب طواف نساء و نماز آن در عمره تمتّع هم ، و عمل به آن احتياط خوبى است ، و لكن شهرت با عدم وجوب طواف نساء در عمره تمتّع است كه پس از تقصير زن حلال مىشود . ( امّا محرّمات غير اختصاصى محرم ، چون استمناء و كذب و ناسزا گفتن به مؤمن و . . . كه در هر حال حرام است ) . چون تقصير كرد از احرام بدر مىآيد و لباس عادى خود را مىپوشد ولى از مكّه بدر نمىرود تا دوباره احرام ببندد و جزء دوم حجّة الاسلام - يعنى حجّ تمتّع - را بجا آورد .