حسن حسن زاده آملى
147
ده رساله فارسى (فارسى)
است و مربوط به ادراك قوه قدسيه است . و وجه ديگر به صورت محسوس در آمدن ملك و با صوات مسموعه متمثل گرديدن حقيقت عينى كلام ملكى است . آنكه فارابى گفت : و مر قواى حسى را شبه دهشتى ، و مرموحى اليه را شبه غشوهاى عارض گردد . كلمه شبه بسيار نيكو افتاده است ، و سخن براى اهل سخن معلوم است . و بحث و روايات در اختلاف احوال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم هنگام نزول وحى را در نصوص الحكم به تفصيل تقرير و تحرير كردهايم . از روايات استفاده مىشود كه حال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در هنگام وحى بىتمثل سنگينتر از حال او در هنگام وحى با تمثل بود و اين معنى براى اهل سلوك واضح است كه چون جذبههاى بىصورت دست دهد سخت در قلق و اضطراب افتند بخلاف حالتى كه با حصول تمثل است . علتش اين است كه در تمثل با صورت مألوف و مأنوس عالم شهادت محشور است ، بخلاف خلاف آنكه با مجرد بحت است . و علت ديگر اينكه عالم شهادت نشأه افتراق است ، و عالم غيب عالم انفراد ، لاجرم وحدت و سلطه با اين است كه جمع است ، و آن چون متكثر ضعيف است . از اين روى هر چه توجه روح انسان به عالم جمع بيشتر شود ، دهشت او بيشتر است كه با قوىتر روبرو مىگردد . در سادس بحار « 1 » از امالى شيخ باسنادش روايت كرده است : عن هشام بن سالم عن ابى عبد اللّه عليه السّلام قال : قال بعض اصحابنا اصلحك اللّه كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم يقول : قال جبرئيل و هذا جبرئيل يأمرنى ثم يكون فى حال أخرى يغمى عليه ، قال : فقال
--> ( 1 ) . ص 362 ، طبع كمپانى .