حسن حسن زاده آملى
133
ده رساله فارسى (فارسى)
كند يا به كتابت آرد يا اشارت كند . و هرگاه مخاطب روح باشد كه حجابى بين او و بين روح نيست ، چون اطلاع شمس بر آب صافى بر روح اطلاع و از او انتقاش يابد . لكن منتقش در روح از شأن او اين است كه به حس باطن اگر قوى باشد متشبح گردد ( درآيد ) پس در قوت نامبرده منطبع مىشود پس مشاهده مىكند آن را پس موحى اليه به باطن خود به ملك متصل مىگردد و وحى او را در باطن خود تلقى مىكند سپس ملك به صورت محسوس و كلام او به اصوات مسموعه متمثل گردد پس هر يك از ملك و وحى به قواى مدركه موحى اليه از دو وجه متأدى شود ، و مر قواى حسى را شبه دهشتى و مر موحى اليه را شبه غشوهاى عارض گردد سپس مىبيند . ما مطالبى را كه در بيان مسائل اين فصل در نظر داريم ، در ضمن شرح فص مذكور تقرير و تحرير مىكنيم : قوله : ( فاما ذواتها الحقيقة فأمرية ) امر اشاره است به قول خداوند سبحان : أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ و از آنروى ما قبل طبيعت را عالم امر گويند كه به محض كلمه كن كه امر تكوينى است موجود شدند و ماده و مدت در آنها راه ندارد . آنچنانكه امام اول امير عليه السّلام فرمود : صور عارية عن المواد ، عالية من القوة و الاستعداد تجلى لها ربها فأشرقت و طالعا فتلالات و ألقى فى هويتها ( هوياتها خ ل ) مثاله فأظهر عنها افعاله ، پس كلمه كن تجلى فعل الهى است در آنها بدون انقضاء ماده و مدت و اين كلمه كن نفس فعل الهى است صوت و حرف در آن راه ندارد . باز چنان كه امام الموحدين امير المؤمنين على عليه السّلام فرمود : يقول لما اراد كونه كن فيكون لا بصوت يقرع و لا بنداء يسمع و انما كلامه سبحانه فعل منه أنشأه و مثله « 1 » .
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 184 ، ص 159 ، چاپ تبريز .