حسن حسن زاده آملى

11

ده رساله فارسى (فارسى)

ناطقه علم به هر چيزى كه پيدا كرده است آن موجود است ، زيرا كه علم نور است و صورت فعلى هر چيز كه معلوم نفس شد وجودى نورى است كه عارى از حجاب ماده است و صورت فعلى ادراكى نفس عين نفس است ، زيرا كه قواى مدرك نفس شؤون وىاند و صور مدركه فعليات نورىاند كه در مرتبت قواى مدركه‌اند كه وجود واقعى آن صور علميه همان وجود آنها براى قواى نفس بلكه وجود واقعى آنها همان وجود نفس است ، لذا حاس با محسوس و متخيل با متخيل و متوهم با متوهم و عاقل با معقول متحد است كه اتحاد ادراك و مدرك و مدرك است مطلقا به حسب وجود نه به حسب مفاهيم . پس در حقيقت صور مدركهء اشياء كه علم نفس‌اند شأنى از شؤون نفس‌اند و اين نه انقلاب حقيقت است بلكه اشتداد وجود از نقص به كمال است . اگر صورت فعلى در وجودش مقرون به ماده نباشد چنين صورتى نياز به تفريد و تجريد ندارد و خود بذاته عقل و عاقل و معقول ، و علم و عالم و معلوم است و نفس ناطقه را شأنيت علم بدانها نيز هست اگرچه استعدادها متفاوت است ، أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها . تبصره : آن كه در بالا گفته‌ايم : دعاى افتتاح كه ظاهرا از منشئات امام عصر عليه السّلام است ، جهت استظهار ما در انتساب اين دعاء به حضرت ولى عصر عليه السّلام اين است كه سيد اجل ابن طاوس در اقبال « 1 » فرموده است : فصل فيما نذكره من دعاء الافتتاح و غيره من الدعوات التى تتكرر كل ليلة الى آخر شهر الفلاح ، فمن ذلك الدعاء الذى ذكره محمد بن أبى قرة باسناده فقال حدثنى ابو الغنائم محمد بن محمد بن محمد عبد اللّه الحسنى قال اخبرنا ابو عمرو محمد بن محمد بن نصر السكونى رضى اللّه عنه قال سألت ابابكر

--> ( 1 ) . چاپ رحلى ، ص 58 .