حسن حسن زاده آملى

46

دو رساله مثل و مثال (فارسى)

اهتمامش اين بود كه كتاب عينى تأليف كند نه كتبى - اعنى اين كه استعداد نهفته مردم را بيدار كند و آنان را به مطالعه كتاب تكوينى ذات خودشان آشنا كند . قفطى در تاريخ الحكماء « 1 » در ترجمه سقراط آورده است كه : « قال له بعض تلاميذه : قيّد لنا علمك في المصاحف ؛ قال : ما كنت لأضع العلم في جلود الضأن » . يعنى يكى از شاگردان سقراط به او گفت : براى ما دانشت را در دفترها بند كن . در جوابش گفت من دانش خويش را در پوست ميش تباه نمىكنم . در روزگار پيش پوست حيوانات از قبيل آهو و گوسفند و مانند آنها را دبّاغى مىكردند و چنان به بار مىآوردند كه به صورت كاغذ در مىآمد و بر آن مىنوشتند . اين شيوه ستوده و پسنديده بحث و فحص ، و شوراندن افكار بطريق جدال أحسن و مذاكره علمى ، اكنون نيز در حوزه‌ها و مدارس ميان علماى دين و دانش پژوهان اهل يقين باقى و برقرار است كه از نور بينش يكديگر در فهم معارف مدد و كمك مىگيرند ، بقول عارف رومى « فكرها مر فكر را يارى كند » . علاوه اين كه سنّت نظام هستى بر اين است كه نتائج و مواليد مطلقا بايد از نكاح و ازدواج اسماء و أعيان صورت پذيرد به تفصيلى كه در شرح فصل دوم « فصّ حكمة عصمتيّة في كلمة فاطميّة » در بيان نكاح سارى در مراتب وجود به حركت قدسى حبّى تقرير و تحرير كرده‌ايم . چوب يا سنگ يا آهن آتش زنه اگر زند و زنده كه زبرين و زيرين است نباشند آتش پديد نمىآيد . نتائج برهانى از دو مقدّمه صغرى و كبرى با هيئت خاصّ حصول مىيابد ؛ و بقول عارف شبسترى در گلشن راز : مقدّم چون پدر تالي چو مادر * نتيجه هست فرزند اى برادر و عارف رومى در مثنوى گويد : آسمان مرد و زمين زن در خرد * هرچه آن انداخت اين مىپرورد

--> ( 1 ) . ط ليدن - ص 199