حسن حسن زاده آملى

39

دو رساله مثل و مثال (فارسى)

جسمانىاند و به ظاهر متأصل در وجود نيستند آنها را نيز اصلى و مبدئى است چه اين كه دهر روح زمانست چنان كه سرمد روح دهر ، و اين مطالب در مباحث بعد توضيح داده مىشود . آن كه گفته است : « معنى آن صورت است و حكماى ما مثال خوانده‌اند » صورت در اصطلاح هندسه نيست بلكه بمعنى حقيقت شيء است ، چه اين كه صورت بمعانى متعدد آمده است ، جناب شيخ رئيس در فصل چهارم مقاله ششم إلهيّات شفاء معانى صورت را ذكر كرده است : « و أما الصورة فنقول : قد يقال صورة لكل معنى بالفعل يصلح أن يعقل حتّى تكون الجواهر المفارقة صورا بهذا المعنى . . . « 1 » ؛ و همچنين در طبيعيات شفاء معانى صورت را بيان كرده است « 2 » . و نيز جناب ملاصدرا در فصل هفتم مرحله چهارم اسفار معانى صورت را ذكر كرده است ، اعلم أن الصورة قد يقال الخ « 3 » . اين مطلب كه صورت همان مثال است خيلى مهمّ است زيرا كه مراد صورت همان صورت علميّه است كه دربارى تعالى واجب بالذات و عين ذات است ، اگرچه علم در همه‌جا عين ذات است خواه ذات واجب بالذات باشد و خواه واجب بالغير ، و همين صورت را در لسان اهل عرفان عين ثابت مىگويند ، و مثل افلاطونى همان صور علميه‌اند كه عبارت أخرى اعيان ثابته‌اند چه هر مخلوقى مثال صورت علميه خود است ، و هر صورت علميه مثال مخلوق خود زيرا كه به حكم محكم سنخيّت بين علّت و معلول مماثلت از طرفين است . آدم كه انسان كامل است خليفة اللّه است زيرا كه بر صورت اللّه است . ثقة الإسلام كلينى در جامع كافى به إسنادش از محمّد بن مسلم روايت كرده

--> ( 1 ) . ص 286 بتصحيح و تعليقات اين كمترين ( 2 ) . ط 1 رحلى چاپ سنگى - ص 22 ( 3 ) . ط 1 رحلى - ج 1 - ص 118 و ج 2 - ص 38 بتصحيح و تعليقات اين كمترين