حسن حسن زاده آملى

23

دو رساله مثل و مثال (فارسى)

المسماة بالمثل الأفلاطونية اعنى صور علمه تعالى بالأشياء التي عجزت العقلاء الّذين جاءوا من بعده عن ادراك هذه المثل النورية على وجهها و التصديق بوجودها ما خلا المعلّم الأوّل » - . و نيز در آخر فصل دوم فن پنجم جواهر و أعراض اسفار « 1 » در جمع اقوال عارف و حكيم و متكلّم تصريح كرده است كه مراد جمهور فلاسفه از عقول فعّاله ، و مشّاء از صور علميه قائم بذات حق تعالى ، و افلاطونيون به مثل نوريّه و صور إلهيّة ، و متكلّمين بصفات قديمه ، و معتزله بأحوال ، و عرفاء بأعيان ثابته همه يك حقيقت است . آن‌كه فرمود : « عقل اول را ابداع و بتوسّط او نفس كلّى را و بتوسط آن دو عالم جسمانى را . . . » ، مقصود اين بزرگان از اين گونه تعبيرات ترتيب زمانى و يا فاصله موهوم نيست ، بلكه مراد ترتيب رتبه‌اى و طولى است چنان كه فيثاغورس حكيم كه در عهد سليمان نبى عليه السّلام بود و حكمت را از معدن نبوّت اخذ كرده است ؛ و نيز حرينوس و زينون كه از پيروان او بودند فرمودند : « الباري تعالى أبدع العقل و النفس دفعة واحدة . . . » « 2 » . آن‌كه فرمود : « نفس كلّ از عقل منبعث است مانند انبعاث صور در آينه » عقل كلّ و نفس كلّ در مقابل عقول جزئيّه و نفوس جزئيه‌اند . نفس مرتبه نازله عقل به لحاظ تعلّق او به بدن و تصرّف آن در بدن است چه در عقل و نفس كلّ ، و چه در عقل و نفس جزء . عقل كل واحد است چنان كه دانسته شده است ، و همچنين نفس كل ؛ و جهان جسم كل بمنزلت بدن عقل كل است كه به لحاظ تعلّقش به آن نفس كلّ است ؛ و عقول و نفوس جزئيّه به لحاظ ابدان كثيرة مثلا أفراد انسان طبيعى متكثّر است .

--> ( 1 ) . ج 2 رحلى - ص 162 ( 2 ) . اسفار - ط 1 رحلى - ج 2 - ص 165