حسن حسن زاده آملى

14

دو رساله مثل و مثال (فارسى)

مكتسب ، يعنى جزئى با حيث جزئى بودن نه معرّف واقع مىگردد و نه معرّف ، بلكه برهان فقط در صور كلّيه معقوله مفارقه دائمه كه زوال و فساد در آنها راه ندارد جارى است . شيخ رئيس در ردّ و إنكار مثل اصرار و إبرام شديد دارد ، چنان‌كه شيخ اشراق و صدر المتألهين صاحب اسفار و بسيارى از اعاظم و أفاخم عرفاء ، و اساطين و اكابر حكماء در اثبات آن . حكيم نامدار ناصر خسرو علوى را قصيده‌اى يائيه غرّاء است كه مطلع آن اين است : چيست اين خيمه كه گويى پر گهر درياستى * يا هزاران شمع در پنگانى از ميناستى « 1 » عارف بزرگ ميرفندرسكى باقتداى از اين قصيده ناصر خسرو در درستى مثل و ردّ منكران آن گويد : چرخ با اين اختران نغز و خوش و زيباستى * صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى صورت زيرين اگر با نردبان معرفت * بر رود بالا همان با اصل خود يكتاستى اين سخن را در نيابد هيچ وهم ظاهرى * گر ابو نصرستى و گر بو على سيناستى و اين كمترين حسن حسن‌زاده آملى مؤلّف اين أثر مؤثر و مؤثّر نيز به اقتفاى آن دو بزرگوار اعنى ناصر خسرو و ميرفندرسكى قصيده‌اى بنام « قصيده صحراويه » كه

--> ( 1 ) . پنگان اصل فنجان است و فنجان معرّب آن . در ديوان چاپى ناصر خسرو كه دارم « با هزاران شمع » با باى موحّده است ، ولى صحيح همان يا هزاران شمع با ياى حطّى است .