حسن حسن زاده آملى
543
دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى)
دائره نصف النهار كه با معدل النهار در ه تقاطع كرده است و و را شمس . غرض ما اين است كه چون نقطه ه از معدل النهار يكدوره سير كند و دوباره به همان نقطه تقاطع معدل با دائره نصف النهار برسد ، شمس از نقطه و به حركت خاصه خود بتوالى قوس و ر را سير كند . ( حركت وسطى شمس در شبانروز بمحاسبه زيج بهادرى نطح يط مط عه است ) ( ص 410 ط 1 ) . و آنگاه مدت يكشبانه روز به تمام صورت پذيرد و وقوع يابد كه ر بدائره نصف النهار برسد ، يعنى مدت يكشبانه روز عبارت است از يكدوره حركت معدل النهار بعلاوه قوسى از معدل النهار كه با و ر اعنى قوس حركت خاصه شمس سير كرده است . و بتعبير اخصر مقدار يكشبانه روز در معموره هميشه زياده بود از يكدوره معدل النهار به مقدار مطالع قوسى كه آفتاب در آن شبانه روز به حركت خاصه قطع كرده باشد . لاجرم اين مقدار زيادت قوس معدل النهار را كه پس از سير دوره كامل آنست بايد در مقدار ساعات مستوى و معوج ملحوظ داشت ، و گرنه طريق مذكور در استخراج قوس النهار و عدد ساعات تقريبى است نه تحقيقى . طريق تحصيل قوس النهار تحقيقى را بتحقيق در پيش داريم . خواجه طوسى در باب بيست و هفتم زبده در مقدار ساعات مستوى و معوج ، مراعات قوس زيادت شده كرده است . عبارت زبده كه شامل بعضى از مطالب ديگر نيز هست شايان نقل است . مطبوع زبده سخت مغلوط و نامطبوع است ، ما آن را با عرض بر نسخه اى مخطوط از آن تصحيح كرده نقل مى نماييم : « مدت شبانروز منقسم شود به مدت روز و مدت شب . و قوسى از معدل النهار كه مبدأ آن نقطه اى باشد كه با آفتاب بر افق شرقى باشد و نهايت آن نقطه اى كه بوقت رسيدن آفتاب بافق غربى هم بر افق شرقى باشد آن را قوس النهار خوانند و آن مقدار روز بود ، و باقى از مقدار شبانروز يعنى قوسى از معدل النهار كه مبدأ آن نقطه اى باشد كه وقت رسيدن آفتاب بافق غربى بر افق شرقى باشد مقدار شب بود و آن قوس الليل باشد . و در عرف شبانروزى بيست و چهار ساعت است ، اما ساعات را دو اعتبار است :