حسن حسن زاده آملى

64

دروس هيئت و ديگر رشته هاى رياضى (فارسى)

صورت مذكور را چون در سطح ارض به نحو طبيعى مانند آلت قطب نما ( نه به صورت نقشه جغرافيايى ، چنان كه در بعد گفته آيد ) در نظر بگيريد كه شخص يا شاخص در نقطه ه بوده باشد ، دائره ا ب ح د دائره افق او خواهد بود ، و محاذى نقطه ه از دو جهت فوق و تحت سمت الراس و سمت القدم او ، و ا نقطه مشرق اعتدال ، وح نقطه مغرب اعتدال ، و ب نقطه جنوب ، و د نقطه شمال ، و خط ا ه ح خط اعتدال ، و خط ب ه د خط زوال كه يكديگر را در نقطه ه كه مركز دائره افق است بر زواياى قائمه تقاطع كرده اند . حال بدان كه اين دو خط اعتدال و زوال را در تحصيل بسيارى از اعمال رياضى و نجومى اهميت و موقعيت بسزا است . لذا آن دو را در سطوح رخامات و صفايح اسطرلاب و غيرها استخراج مى كنند يعنى تحصيل و ترسيم مى نمايند كه اعمال ياد شده مبتنى بر رسم آن دو است . چون دائره نصف النهار ، عالم جسمانى را نسبت به شخص در هر نقطه اى از بسيط الارض به دو نصف مشرق و مغرب منقسم ميسازد ، و دائره افق نيز محكوم بدين حكم است اعنى به دو نصف شرقى و غربى منقسم مى گردد ، لاجرم از دو طرف نقطه جنوب افق بسوى نقطه شمال آن ، و يا بالعكس از دو طرف نقطه شمال افق بسوى جنوب آن ، به ربع دور رسد آن نقطه كه منتهاى ربع قبل و مبتداى ربع بعد است فصل مشترك بين ربعين شرقى ، يا ربعين غربى خواهد بود كه منتصف نصف شرقى دائره افق ، و يا منتصف نصف غربى دائره افق است ، و آن نقطه مشرق اعتدال ، و يا نقطه مغرب اعتدال است كه محل تقاطع افق با معدل النهار است . پس آن كه در درس شانزدهم گفته ايم نقطه مشرق اعتدال وسط مشارق است ، و نقطه مغرب اعتدال وسط مغارب ، معنى وسط بودن آن بر دو طرف افق درست آمد ، و وجه مشارق و مغارب گفته آيد . خواجه نصيرالدين در زبدة الهيأة ( ص 12 ط 1 ) فرمايد : « فلك بدائره نصف النهار به دو نيمه شود : يك نيمه شرقى و آن را نصف صاعد خوانند ، و يك نيمه غربى و آن را نصف هابط خوانند . و جمله مدارات يومى دو