حسن حسن زاده آملى

48

دروس معرفت نفس (فارسى)

آيا پديد آمدن سپيده بد بود ؟ آيا رسيدن بامداد بد بود ؟ آيا هوا و نسيم بامدادى بد بود ؟ آيا برآمدن خورشيد بد و ناگوار بود ؟ آيا گردش زمين و خورشيد بد و ناهنجار بود ؟ آيا وزيدن باد بد بود ؟ آيا تابش خورشيد بد بود ؟ آيا روشن شدن محيط زيست ما به پرتو خورشيد بد بود ؟ آيا نور دادن و حرارت دادن خورشيد به زمين و رستنيها و جانداران بد بود ؟ آيا به فرا رسيدن روز كه انسان در راه تحصيل علوم و معارف خود مىكوشد بد است ؟ و يا انسان و جز آن كه در روز به دنبال كسب روزى و تشكيل زندگى خود مىروند بد است ؟ آيا اينك كه هنگام فرو شدن خورشيد فرا رسيده است بد است ؟ آيا خورشيد دارد غروب مىكند و شب كه براى آسايش و هزاران فوايد و مصالح نظام هستى است فرا مىرسد بد است ؟ و . . . بفرماييد در نظام هستى ما كه از بام تا شام را روز مىناميم ، از اين بام تا شام ، در اين نظام و در اين آمد و شد هستيها چه چيز بد است ؟ با تأمل بسيار دقيق در اين گفتار و اين پرسش توجّه بفرماييد . مگر در درس پيش باور نكرده‌ايم كه هر چيزى در عالم خود به كمال است و نقصى در خود او با قطع نظر از قياس و سنجش به ديگرى متصوّر نيست ؟ حالا دوستان من در نظر بگيريد كه دو تن در امروز هر يك با سرمايه‌اى معيّن به دنبال كسب رفته‌اند . يكى از سرمايهء خود كسب كرده و بهرهء فراوان برده است . مثلا كالايى را به بهايى خريد و به بهاى بيشترى فروخت ، و ديگرى مقدارى از سرمايه‌اش را گم كرده است و از بقيهء آن ، كالايى به بهايى خريد و به بهايى بسيار كمتر از آن فروخت . آن اولى از كار امروزش خرسند است و اين دومى غمگين . آن يكى مىگويد امروز چه روز خير و خوبى براى من بود ، و اين دومى مىگويد امروز چه روز بدى براى من بود ، آيا نه چنين است ؟ مگر من و شما اين گونه حرفها را از مردم اجتماع نمىشنويم ؟ مگر اين گونه انديشه‌ها و افكار در ميان تودهء مردم رايج نيست ؟ باور مىفرماييد كه آن دو تن كاسب اگر هر دو از يك خانواده بودند و صبح كه از