حسن حسن زاده آملى

45

دروس معرفت نفس (فارسى)

خودتان را به دقّت مطالعه كنيد . مثلا مژهء چشم را كه با موى سر قياس كنيم شايد در نظر بدوى گمان شود مژه ، موى ناقص است و موى سر كامل ؛ كه موى سر بسيار بلند مىشود تا حدّى كه مىتوان از آن گيسوان بافت ، ولى مّژه را حدّى محدود است كه از آن تجاوز نمىكند . غافل از اينكه مژه بايد همين باشد و اگر مانند موى سر فزونى يابد كار ديدن دشوار مىشود و بىنظمىهاى ديگر پديد مىآيد . ريشهء درخت را مىبينيم كه يكى بزرگترين ريشه و ديگر ريشه‌ها از آن منشعب مىشوند كه تا به ريشه‌هاى مويى منتهى مىشود . در بدن ما نيز رگهايى بسيار باريك وجود دارد كه برخى از آنها از رشته‌هاى مو باريك‌تراند و آنها را به تازى عروق شعريّه و به پارسى رگهاى مويى گويند . اين رگها است كه به واسطه آنها غذا يعنى خون به لطيف‌ترين و حساس‌ترين اجزاى بدن مثلا مردمك چشم و ذرهاى دماغ و كف دست و سر انگشتان مىرسد و در ازاى آنها رگهايى تو خالى به نام شريان وجود دارد كه هر يك چندين برابر رگهاى مويىاند ؛ و به مثل شريانها نهرهاى بزرگ و رگهاى مويى ، جدولها و نهرهاى كوچك‌اند كه از آنها منشعب مىشوند آن رگهايى كه بايد به حدقهء چشم غذا برساند ، بايد مويى باشد و اگر از آن حدّى كه هست اندكى درشت‌تر و زبرتر و يا نازك‌تر و نرم‌تر بوده باشد چشم از زيبايى و بينايى باز مىماند . دندان پيشين بايد تيشه‌اى ، و دندان پسين بايد پهن ، و انياب بايد كشيده و سرنيزه‌اى باشد ، دندان پيشين بايد ببرد و انياب بايد خورد و بلغور كند و دندان پسين بايد چون آرد نرم كند ، و از دهان چشمهء آب شيرين بجوشد و سپس به حركت زبان و چانه و لپها و لبها و تلاقى دندانها و خلاصه جنب‌وجوش همهء آنها آنچه جويده شد خمير شود و با بخار دهان يك مرتبه هضم صورت گيرد ، و پس از آن به ديگ معده و دستگاه گوارش كه مطبخ بدن است تحويل داده شود . اميد است كه نوبت درسهايى در تشريح رسد تا به اين كارخانهء عظيم محيّر العقول پيكر خودمان و عمّال و قواى گوناگون و جورواجور آن آگاهى يابيم . غرض اين كه اجزاى پيكر انسان هر يك به بهترين و زيباترين صورت وضع شده