حسن حسن زاده آملى

43

دروس معرفت نفس (فارسى)

ديگرىاند . همين‌طور به سلسله مراتب ، رتبهء بعضى بالاتر از ديگرى است ؛ آيا به جايى منتهى مىشود يا نمىشود و اگر منتهى به موجودى شد بايد آن موجود غايت غايات و كمال كمالات و نهايت و منتهاى همهء هستيها باشد و هيچ موجودى در هيچ كمالى به او نرسد ؛ و چون حركت فرع بر احتياج است همه محتاج او خواهند بود و او خود محتاج نخواهد بود ؟ پرسش ديگر : متحرك كه از نقص به كمال مىرود مخرج او كيست ؟ به اين بيان كه متحرك خود فاقد كمال است و به واسطهء حركت به كمال مىرسد ، آيا آن متحرّك به خودى خود از نقص به سوى كمال مىرود يا ديگرى او را از نقص به كمال مىرساند ، در اين مقام بايد چگونه حكم كنيم ؟ و نيز در درس پيش گفتيم كه هر چيز در مرتبهء خود تمام است و به قياس بالاتر از خود ناتمام ، در اين مطلب بايد بيشتر سخن به ميان آيد تا در تمام و كمال موجودات و ناتمامى و نقص آنها بيشتر آشنا شويم ، بلكه بايد در هر يك از مطالب نامبردهء اين درس پرسشهايى پيش كشيم و در هر يك كاوش بسزا بنماييم تا به خواستهء خود دست يابيم . درس سيزدهم دانستيم كه متحرك از نقص به سوى كمال مىرود ، و اشارتى كرده‌ايم كه هر چيز در مرتبه و حدّ خود كامل و تمام است و به قياس با بالاتر و برتر از خود ناتمام مىنايد و آن را ناقص مىگويند . جا دارد كه در اين مطلب سخن بيشتر به ميان آوريم و بحث بيشتر پيش كشيم تا باز دوباره به سوى بحث در حركت باز گرديم . دانستيم كه هر چه در حركت است به سوى غايت خود مىرود و نياز به غايت خود دارد و آن غايت كمال اوست . اكنون دربارهء متحرك مىگوييم كه فرض كنيم يك دانه گندم يا يك هسته هلو يا يك تخم پرنده يا يك نهال يا يك جوجه يا يك كودك كتّابى و ديگر چيزهايى كه در نظر مىگيريد ، از راه حركت رشد و نموّ مىكنند و كم‌كم به كمال