حسن حسن زاده آملى

42

دروس معرفت نفس (فارسى)

درس دوازدهم در درس پيش دانستيم كه متحرك در حركت خود به سوى كمالى مىرود . بنابراين حركت فرع بر احتياج است يعنى متحركت محتاج است كه در حركت است و احتياجش به كمال او است . و چون متحرك در حركت است تا تحصيل كمال بالاتر كند و كمال چنان كه دانستيم وجود است ، پس بايد گفت كه برخى از موجودات غايت و كمال موجودات ديگراند ؛ و آن موجود با كمال كه غايت آن متحرك است برتر و بالاتر از متحرك است كه متحرك به سوى او رهسپار است . آيا نه چنين است ؟ مثلا يك دانش‌پژوه كه به دنبال دانش رهسپار است و در راه تحصيل علم است به سوى هم سنگ و هم وزن خود در كمال و دانش نمىرود ؛ بلكه به سوى كسى مىرود كه از او داناتر و با كمال‌تر باشد . بلكه هر كسى كه در هر كارى به سوى ديگر حركت مىنمايد و به وى رجوع مىكند ، حركت ناقصى به سوى كاملى است . آيا نه چنين است ؟ در اينجا باور داريد كه وجود استاد برتر از شاگرد و آن كسى كه به وى رجوع شده است بالاتر از رجوع كننده است . حالا دامنهء بحث را گسترش دهيم و بپرسيم آيا ديگر موجودات كه در حركتند به سوى بالاتر از خود كه غايت و كمال آنهاست رهسپار نيستند ؟ دانستيد كه هستند . آيا مىتوانيم از اينجا حكم كنيم كه حكم موجودات را درجات و مراتب است يعنى رتبهء بعضى فوق رتبهء بعضى ديگر است ؟ آنچه كه دربارهء حركت و متحرك گفتيم بايد چنين باشد . آيا نه چنين است ؟ پرسشى ديگر در پيش مىآيد كه آيا اين ترتيب و درجه‌بندى در همه موجودات است يا نه ؟ وانگهى همهء موجودات مانند همين محسوسات و مشهودات ما هستند يا اين كه رتبهء بعض از موجودات كه از بعض ديگر برتر است ، گوهر ذات او هم با آن كه در رتبهء پايين اوست تفاوت دارد ؟ و باز پرسش ديگر پيش مىآيد كه بعضى از موجودات غايت و كمال موجود