حسن حسن زاده آملى

72

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى)

به واسطه ، مانند ساير موجودات نظر به ساير اسباب . به اين بيان كه خداوند تعالى ، علة العلل و مسبب الأسباب من غير سبب است و فاعل به معنى معطى الوجود او است ، و قادر بر همهء اشياء است ، جز اين كه آنها در پذيرفتن وجود متفاوتند كه برخى از آنها بايد پس از برخى ديگر باشند - چون عرض كه بعد از جوهر است و مركّب بعد از بسيط - لذا بعضى بىواسطه و سبب از او صادر مىشوند و بعضى با وسايط و اسباب ، بدون اين كه در ايجاد ، نياز به واسطه داشته باشد ؛ زيرا ، وجود واسطه و ذى واسطه همه از او است و همهء آنها را مطابق علم عنائى خود به احسن و ابلغ نظام و به بهترين هيأت و صورت كه زيباتر از آن نشدنى است ، آفريده است و آنچه كه از قلم صنعش صادر شده است همه خير است ، و شرور به عرض و تبع است نه به اصل و استقلال . به عبارت ديگر آنچه در اين عالم موجود مىشود ، همهء آنها به هيأت و زمانش ، در اين نشئه به عالم ديگر كه فوق اين عالم است منتهى مىشوند و همه ، در آن عالم ، تقدير و ثابت شده‌اند ؛ چه اين كه خداوند بر جميع ممكنات قادر است و هيچ چيزى از مصلحت و علم و قدرت و ايجادش چه به واسطه و چه بىواسطه به در نيست ، زيرا مبدأ كل است . پس هدايت و ضلالت و ايمان و كفر و خير و شر و نفع و ضرر و ديگر متقابلات ، همه ، منتهى به قدرت و تأثير و علم و اراده و مشيت او مىشوند يا بالذّات يا بالعرض . و اعمال و افعال ما مانند ديگر موجودات و افاعيل آنها به قضا و قدر الهى است و بدين جهت صدور آن افاعيل از ما واجب است و لكن به توسط اسباب و علل از قبيل ادراكات و ارادات و حركات و سكنات و ديگر اسباب عاليه كه از نظر ما پوشيده‌اند و از علم و قدرت و تدبير و تأثير ما خارجند و چون همهء اين اسباب و علل جمع شوند و موانع مرتفع گردند ، علت تامّه براى حصول فعل تحقق مىيابد و در اين هنگام وقوع آن فعل مقضّى و مقدّر واجب مىشود و به تخلّف يكى از آنها يا حصول مانعى ، وجود آن در حيّز امتناع خواهد بود . و به قياس هريك از اسباب كونيه ، امكان وقوعى دارد ،