حسن حسن زاده آملى

67

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى)

از باب قدر سنن ابو داوود روايتى بدين صورت از رسول اللّه صلى الله عليه و آله نقل كرده‌ايم كه : « القدرية مجوس هذه الأمّة إن مرضوا فلا تعودوهم و إن ماتوا فلا تشهدوهم . » معنى بيت اوّل منقول از گلشن راز به قرينهء اشعار قبل و بعد آن اين است كه هر آن كس يا مر آن كس را - يعنى قدرى را - كه مذهب او غير جبر است - يعنى مغاير و مقابل جبر است ؛ چه اين دو مقابل همند كه الجبر و القدر گويند - نبى صلّى اللّه عليه و آله فرموده است كه وى گبر است ، يعنى فرمود : « القدرية مجوس هذه الأمة » . پس مفاد كلمهء « غير » در شعر ، فقط بيان تعيين و تنصيص قدرى مغاير و مقابل جبرى است ، نه اين كه هر كس كه مذهب او جبر نباشد نبى فرمود كه او مانند گبر است ؛ زيرا ، نبى ، چنين فرمايشى نفرموده است . علاوه اين كه در شعر دوم تصريح بدين معنى كه كرده‌ايم ، نموده است و گفت : زيرا ، چنان كه گبر ، مبدأ خير را يزدان و مبدأ شر را اهرمن دانست و قائل به دو مبدأ شد ، اين قدرى نادان احمق ، خويشتن را در مقابل أوّل تعالى فاعل بالاستقلال دانست . وانگهى در دو بيت پيش از آن هم گفته است : اثر از حق شناس اندر همه جاى * منه بيرون ز حدّ خويشتن پاى ز حال خويشتن پرس اين قدر چيست * از آن جا بازدان كاهل قدر كيست اين است معنى صحيح و بىدغدغهء فرمودهء عارف شبسترى در گلشن راز از بيت مذكور . در چند نسخهء خطى عتيق از گلشن راز ، و همچنين در چند نسخهء چاپى شرح گلشن ، همه شعر مذكور را به لفظ غير با غين معجمه و راء مهمله نقل كرده‌اند . و لكن مرحوم حشرى تبريزى در روضهء اطهار - كه تذكرهء اولياى مدفون در تبريز است - در تذكرهء صاحب گلشن گويد : به خط خودش ، در پيش غضنفر نام درويشى از اولاد شيخ محمود ( يعنى صاحب گلشن راز ) ديدم از او به عاريت گرفتم . اين بيت شيخ بدين طريق نوشته بود :