حسن حسن زاده آملى
68
خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى)
هر آن كس را كه مذهب عين جبر است * نبى فرمود او مانند گبر است ( با عين مهمله و نون در آخر ) . به درويش مذكور گفتم كه جدّت « عين جبر » نوشته . گفت پدرم از پدر خود نقل مىنمود كه در شبستر ، ملا محمد نامى بر عقيدهء جبريان بوده به غايت متعصب ، او همين نسخه را قبل از انتشار از ما گرفت ، مدتى مديد در پيش وى بود ، اكثر آن را كتابت نمود . چهار بيت در گلشن راز تغيير داد و چهار بيت در سعادتنامه و دو بيت در حكايت ناصر خسرو و دو بيت در اوايل ؛ و مىگفت كه روح شيخ را به اين هشت بيت در ميان ارواح مفتخر و سرفراز نمودهام . بعد از اين بىديانتيها ، نسخهها را به مردم داد كه در ميان مردم بدينسان شهرت يافت و ما هميشه از شرّ او با حذر بوديم . ولى اگر چنين باشد ، با فرض اين كه با حديث « القدرية مجوس هذه الأمة » موافق آيد ، با دو بيت بعد آن كه گويد : چنان كان گبر يزدان و اهرمن گفت * هم اين نادان احمق ما و من گفت به ما افعال را نسبت مجازى است * نسب خود در حقيقت لهو و بازى است وفق نمىدهد . و بىدغدغه ، معنى شعر همان است كه گفتهايم ، و سخن در اين موضوع از تفحص در ابيات و اقوال شيخ از گلشن و جز آن به درازا مىكشد . و آنچه كه در شروح لاهيجى و سبزوارى در بيان شعر ياد شده آمده است بر ارباب فضل پوشيده نيست . كوتاه سخن ، معنى صحيح آن همان است كه گفتهايم . اين كمترين در دفتر دل ثبت كرده است كه : نه جبر محض و نى صرف قدر هست * وراى آن دو امرى معتبر هست لأنّ الباطل كان زهوقا * كلام كان فيهما صدوقا