حسن حسن زاده آملى

44

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى)

ندارد . » . و تا امروز كسى ندانسته كسب چيست و هنوز نامفهوم است . و اشاعره بر اين قولند . و قاضى باقلانى گفت : « فعل ، از خداست و طاعت يا معصيت از بنده و معنى كسب اين است » . و ابو اسحق اسفراينى گفت : « قدرت هر دو ، در آن دخيل است » . د ملا محمد تقى كاشانى آورده است كه : جمعى از اشاعره گفته‌اند كه ارادهء بنده مقارن از براى فعل مىباشد لكن آن اراده اصلا دخلى در وجود آن فعل ندارد ، بلكه فعل از خداست در بنده ظاهر مىشود ، مثل دست در آستين كه حركت مىكند ، و آستين محلّ ظهور حركت آن است ، و اصلا آستين حركت از خود ندارد . پس بنده به منزلهء آستين ، و خدا به منزلهء دست است . حركت از دست و ظهورش در آستين است . « 1 » راقم گويد كه : بيانات صاحب فتوحات را در تعريف كسب بعد از اين نقل مىكنيم كه از آن جمله در مجلد اوّل آن در مسائل ، چنين تعريف كرده است : الكسب تعلق إرادة الممكن بفعل ما ، دون غيره فيوجده الاقتدار الإلهي عند هذا التعلّق ، فسمّي ذلك كسبا للممكن . « 2 » اگر مقصود صاحب فتوحات بيان كسبى است كه جبرى گويد ، بايد معنى آن چنين باشد كه قائلان به كسب چون ديدند تكليف و ثواب و عقاب و وعد و وعيد و امر و نهى حقند و گرنه ارسال رسل و انزال كتب لغو خواهد بود ، كسب را بدين جهت آورده‌اند تا بتوانند ظاهر تكليف و ثواب و عقاب را بر افعال مكلف چنان كه در شرع مقرّر شد ، اثبات كنند ، بدين بيان : عادت خداوند جارى است كه فعل را عقيب ارادهء بنده خلق كند . اين مقارنت

--> ( 1 ) . هداية الطالبين ، ص 111 ، ط 1 . ( 2 ) . ج 1 ، ص 191 ، ط عثمان يحيى .