حسن حسن زاده آملى

45

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى)

فعل خداوند به ارادهء بنده را كسب دانستند . بنا بر اين خداوند بنده را بر فعل خير ثواب مىدهد كه چون ارادهء فعل خير كرد ، خداوند آن فعل خير را به مقارنهء اراده آفريد . و همچنين او را در فعل شر عقاب مىكند از اين روى كه ارادهء فعل شر كرده است كه كأنّ خداوند مىفرمايد : « چرا اراده و نيت شر كرده‌اى كه من به عادت خودم فعل شر را مقارن ارادهء تو ايجاد كنم ؟ » . پس به همين اندازه - يعنى به صرف نيت كردن بنده و ارادهء وى - ثواب و عقاب بر فعل او مترتب مىشود اگر چه فاعل فعل خداوند است . ولى پوشيده نيست كه چون اشعرى قائل به حسن و قبح عقلى نيست ، و احكام فرعيه را مبتنى بر مصالح و مفاسد در موضوعات احكام نمىداند ، و نيز قائل به عليّت و معلوليت در سلسلهء موجودات نظام عالم نيست ، و همهء افعال را بىواسطه به واجب تعالى منسوب مىدارد ، به صرف تعبير به كسب و فعل حق را مقارن ارادهء بنده دانستن كه بدين وجه ، فعل ، مكسوب بنده شود تا ثواب و عقاب بر آن متفرع شود ، همان تمثيل بنده به منزلهء آستين و خدا به منزلهء دست است كه حركت از دست و ظهورش در آستين است . و اين به حسب ظاهر دور از اصل توحيد قرآنى و مبناى عقل و ممشاى برهان است . فتأمّل ! ه عالم نامدار محمّد دهدار در رسالهء قضا و قدر بيانى دربارهء كسب اشعرى و فعل معتزلى بدين عبارت دارد : بدان كه جميع جواهر و اعراض و معانى و نسب و اضافات و لوازم و خصوصيات و اختصاصات و فعل و انفعال به معنى مصدرى كه « كردن » است و هر چه او را معلوم توان فرا گرفت و عقل ، ادراك آن توان كرد ، و لو فرضا ، اين ، تمام ، به ايجاد خدا موجود مىشوند و وجود اينها در هر ظرف كه فرض كنند از خداست تعالى شأنه و تشخص خاص آن از