حسن حسن زاده آملى

42

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى)

بدن مكسوب ، صورت ملكات حسنه است كه كسب كرده است ، و بدن مكتسب ، صورت ملكات سيئه است كه اكتساب كرده است . و اين صور ، مثال‌هاى برزخىاند كه همان ابدان برزخى هر انسانى است كه با خود از دنيا مىبرد ؛ زيرا ، مبرهن است كه انسان به علم و عمل خود سازندهء خود است و به تعبير شريف متألهء سبزوارى در « غرر عموم قدرت » حكمت منظومه : « و هويّاتنا ليست إلا الملكات العلمية و العمليّة . » « 1 » و به تعبير مبارك دهدار در رساله قضا و قدر ، علم انسان مشخّص روح او است و عملش مشخص بدن او در نشأهء اخرى . پس هر كس به صورت علم و عمل در نشأهء اخروى برانگيخته مىشود ، چنانچه در اخبار و آثار وارد است ، به سبب خصوصيت خود او كه او آن است هر جا كه باشد . اين مطلب مهم را در ديگر رسالهء اين كمترين بخصوص در دروس اتحاد عاقل به معقول مبرهن و محرّر مىيابى . و اينك در اين وجيزه بحث ما در حول كسب است كه در بيان فعل عباد عنوان كرده‌اند و مثل شيخ عارف عربى در فتوحات و در فصوص الحكم ، و ابن فنارى در مصباح الانس از آن سخن به ميان آورده و آن را امضاء فرموده‌اند . و اشعرى در مسألهء جبر در مقابل قدرى قائل به كسب شده است . مقصود اشعرى از اين كسب چيست ؟ و در حقيقت اين مقالت تكمله و تتمهء رسالهء ما در ردّ جبر و تفويض و اثبات امر بين الامرين است . سزاوار است كه در آغاز ، كلماتى از اعلام در بيان و معنى كسب نقل كنيم تا پس از فحص و بحث بنگريم نتيجه چه خواهد بود . الف علامهء لاهيجى گويد : اشعرى ، فعل بنده را مخلوق خداوند داند بىوساطت و مدخليت اختيار

--> ( 1 ) . ص 175 ، ط اعلى .