حسن حسن زاده آملى

38

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى)

اشعرى گفت : « صغير مىگويد : " خدايا ! تقصير من نبود ؛ زيرا ، تو مرا باقى نگذاشتى و مرا قدرت بر طاعت ندادى . " » . جبّائى در جواب گفت : « بارى جلّ و على مىگويد : " من مىدانستم اگر تو باقى مىماندى گناه مىكردى و مستحق عذاب اليم مىشدى ، لذا رعايت مصلحت تو كردم " . » . اشعرى گفت : « برادر كافر مىگويد : " يا إله العالمين ! همچنان كه حال برادر صغير مرا مىدانستى ، به حال من نيز دانا بودى ، چرا مصلحت او را رعايت كردى و مصلحت مرا رعايت نكردى ؟ " . » . جبّائى در جواب اشعرى به دو گفت : « تو ديوانه اى . » . اشعرى به دو گفت : « نه ، من ديوانه نيستم ، بلكه حمار شيخ در گردنه بماند . » . سپس از جبّائى منقطع شد و ترك مذهب وى كرد و اعتراضات بسيار بر گفته‌هايش داشت ، به طورى كه وحشت بزرگى در ميانشان پديد آمد . اين بود صورت و حكايت مناظرهء اشعرى با جبّائى كه از تاريخ ابن خلكان نقل به ترجمه كرده‌ام . آن گاه ابن خلكان كه خود اشعرى است ، بعد از نقل اين مناظره در تأييد مذهب خود گفت : و هذه المناظرة دالّة على أنّ اللّه تعالى خصّ من شاء برحمته ، و خصّ آخر بعذابه ، و أنّ أفعاله غير معلّلة بشيء من الأغراض .