حسن حسن زاده آملى

18

خير الاثر در رد جبر و قدر (ودو رساله در كسب واقسام فاعل) (فارسى)

عين ذاتش‌اند . « 1 » و يا به بيان ديگر ، علم و اراده و شوق و ميل يك معنى است ، ولى در انسان ، در هر عالم وى ، به صورتى خاص ظاهر مىگردد و از اين اشارت ، جمع آراء در تفسير اراده دانسته مىشود . به عنوان مزيد بصيرت در توضيح آن گوييم : اراده در اشياء تابع وجود آنها است . همانطور كه وجود به مراتب وجوب و امكان و غنا و حاجت و بساطت و تركيب و صفا و كدورت و تجرد و تجرّم و غيرها مختلف است ، حكم اراده و محبت همچنين است كه رفيق وجودند . و وجود در هر چيز محبوب و لذيذ است ، و زياده بر آن نيز لذيذ و مطلوب است . پس كامل از جميع وجوه ، محبوب لذاته و مريد بالذات است و ناقص چون حظّى از وجود دارد نيز محبوب است و مريد وجود كامل است . پس معنايى كه مسمّى به اراده يا محبت يا عشق يا ميل و نظاير اين اسامى است ، چون وجود ، در همهء اشياء سارى است ، جز اين كه برخى از آنها مثلا اراده در بعضى اشياء بدين اسم اراده ناميده نمىشود ؛ زيرا ، عادت و اصطلاح ، بر غير آن جارى است ، يا معناى آن در آن خفى است ، يا آثار مطلوبه از آن در آنها ظهور ندارد ، چنان كه صورت جرميه در نظر حكمت متعاليه از مراتب علم بسيط است ، و لكن فقط صورت مجرد از ممازجت اعدام و ظلمات مقتضى جهالات و غفلات را علم نامند . اراده و محبت را يك معنى به نام علم است و آن در واجب تعالى عين ذات او است كه ذاتش نيز عين داعى است ، و در غير او چه بسا كه صفتى زائد بر ذات و غير قدرت باشد ، چنان كه در انسان ؛ زيرا ، بسيار افتد كه انسان از قدرت - به معنى صحت فعل و ترك آن - دور گردد و از رفتار و نوشتن و جز آنها بازماند . و نيز اراده در انسان ، غير داعى او است كه او را به فعل مىكشاند ، مثلا نفعى كه از فعل كتابت متوقّع است ، و يا او را به ترك آن وادار مىكند ، چون ضرّى كه بر

--> ( 1 ) . الهيات اسفار ، فصل 9 ، موقف 4 ، ج 3 ، ط 1 ، ص 80 .