حسن حسن زاده آملى

71

خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى)

مشترك « 1 » جاريه است و عين و رجا مترادف « 2 » جنان و قلب و فؤاد مختلف « 3 » در ميان عرب و عجم * جزر و جوز و طاس و طست افتاد عسل و برد را حقيقت « 4 » دان * ارى و قررا مجاز « 5 » دان بسداد القطعة الحادية و الاربعون فى بحر الخفيف المسدس المحذوف اى قدت سرو و رخ گل رعنا گل زروى تو در عرق زحيا فاعلاتن مفاعلن فعلن * وزن بحر خفيف دان اين را

--> ( 1 ) نوع ديگر از انواع لغت مشترك است و آن لغتى است كه براى بيش از يك معنى وضع شده باشد چون جاريه كه بمعنى دختر و كنيز و كشتى و آفتاب و مار آمده است و عين كه مشترك بين چشم و چشمه و آفتاب و جاسوس و طلا و بزرگ و قوم و غيرها و رجاء بالف ممدوده كه مشترك بين اميد داشتن و ترسيدن و غير آنها است ( 2 ) يعنى نوع ديگر از انواع لغات مترادف است يعنى چند لفظ براى يك معنى وضع شده باشند چون هر سه لغت جنان وقلب و فؤاد كه بمعنى دل ميباشند ( 3 ) يعنى نوع ديگر از انواع لغت مختلف ميان عرب و عجم است و آن لغاتى است كه در او اختلاف شده كه آيا اصل آن عربى است و عجم در او تصرف كرده يا به عكس چون جزر كه بمعنى گزر و جوز كه گوز ( گردو ) و طاس و طست كه بمعنى ظرف اند و عجمى تاس و تشت نوشته مىشود ( 4 ) يك نوع ديگر از انواع لغت حقيقت است و آن لغتى است كه در معنى اصلى خويش كه وضع شده استعمال شود چون عسل كه بمعنى انگبين و برد كه بمعنى سرما است ( 5 ) نوع ديگر مجاز است و آن لغتى است كه در معنى اصلى خود استعمال نشود بلكه در معنى ديگر استعمال شود به شرط اينكه بين معنى اصلى و حقيقى او و بين اين معنى دومى مناسبتى بوده باشد ( چنان كه در علم بيان بيان شده ) چون ارى كه در اصل لغت بمعنى انگبين كردن زنبور عسل است و بطور مجاز در خود انگبين استعمال مىشود و قر كه معنى حقيقى آن سرد گشتن است و در چيز سرد نيز مجازا استعمال مىشود و مرادش از بسداد يعنى دو اول را حقيقت و دو دوم را در دوء اول مجاز از روى راستى و درستى بدان .