حسن حسن زاده آملى
52
خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى)
قثا « 1 » خيار و سلق چغندر « 2 » جزر گزر « 3 » نعناع پودنه است و اثاث و متاع رخت خدعة فريب « 4 » و صبر شكيب « 5 » و جمال زيبا * زى و لباس كسوت « 6 » و چون جد و حظ بخت ماه شب چهارده بدر است و خرمنش « 7 » * هالة است و دارة سايه فى ء « 8 » و ماهتاب فخت القطعة الثانية و الثلثون فى بحر الخفيف المسدس المخبون المحذوف اى خطت « 9 » رشگ مشك تاتارى ميل بحر خفيف اگر دارى فاعلاتن مفاعلن فعلن * گوى چون بلبلان گلزارى سكر مستى و صحو هشيارى * نصر و عون و مظاهرت يارى مبرم و متقن و متين محكم « 10 » * مظلم و داج « 11 » و مدلهم تارى « 12 »
--> ( 1 ) صحيح آن بالف ممدوده است و بضم قاف نيز صحيح است ( 2 ) بضم اول و دوم و چهارم و سكون ثالث و بجاى غين قاف نيز به نظر آمده است ( برهان قاطع ) ( 3 ) بفتح گاف پارسى و زاى وسكون راء زردك را گويند و معرب آن جزر است ( برهان قاطع ) و جزر بكسر جيم نيز صحيح است ( 4 ) فريب بكسر اول و ثانى و چون شكيب عشوه و مكر باشد ( برهان قاطع ) ( 5 ) قرار و آرام گرفتن ( 6 ) بضم كاف نيز صحيح است يعنى پوشاك و كسوت نيز عربى است از جهة شهرت بان ترجمه شده ( 7 ) يعنى خرمن ماه را عرب هم هاله گويند و هم داره . هاله دايره اى كه برگرد ماه كشيده باشد ( كنز اللغة ) ( 8 ) صحيح آن فيى ء بفتح فاء و سكون ياء و همزه است و اكثر او را بسايه بعد از زوال شمس معنى نموده اند . ( 9 ) خط موئيكه تازه از رخسار و عذار خوبان برآيد شعراء او را به سبزه ريحان و خط سبز و خط سياه و مشك تاتار و مانند آنها تعبير مينمايند و تاتار نام ولايتى است كه مشك خوب از آنجا آورند اما شاعر در اينجا مبالغه مينمايد كه مى گويد ايجوان دلربائى كه خط عذار تو موجب رشك و حسد مشك تاتار است الخ و مشك بضم ميم و سكون شين با نقطه فارسى است و معرب آن مسك بكسر ميم و سكون سين بى نقطه چنانچه در آخر اين قطعه بيايد در برهان قاطع مشك را بكسر ميم گفته ولى مورد نظر و تأمل است ( 10 ) محكم نيز عربى است يعنى سخت و استوار بنا بر شهرت تفسير بان شده ( 11 ) داج اسم فاعل و ازدجى است و اصل آن داجى است ياء براى درست شدن شعر افتاده ( 12 ) تاريكى .