حسن حسن زاده آملى
53
خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى)
وهن و وهى است و ونى سستى ليك ذل و ذلت هوان و هون خوارى ابتهال و ضراعت است و ضرع * استكانت تضرع « 1 » چه ؟ زارى قسم و حلفة و يمين سوگند * ذمى و اهل ذمه زنهارى « 2 » يأس و حرمان قنوط نوميدى « 3 » * چون تعطل بطالة بيكارى قرد كپى « 4 » قضاعة سگلابى « 5 » حرفة پيشه جزا « 6 » سزاوارى ضرب و جلد است و عصو و هرو زدن * تركى اورماق و هندوى مارى « 7 »
--> ( 1 ) هر پنج يعنى زارى ( 2 ) زنهار بكسر اول بر وزن بسيار پيمان و امان باشد و چند معنى ديگر نيز دارد كه در اينجا مراد نيست و زنهارى كسى را گويند كه شرط و پيمان بندد و مهلت و امان طلبد و مراد از آنها كفارى ميباشند كه از مسلمانان امان خواسته باشند ( 3 ) يعنى نااميدى ( 4 ) بفتح اول و كسر پاء عجمى مشدد و غير مشدد ميمون را گويند ( برهان قاطع ) ( 5 ) سگلاب و سگلابى و سگلاو و سگلاوى بفتح سين در همه حيوانى است شبيه بسگ در آب زندگى مىكند و او را سگ آبى و بيدستر نيز گويند ( برهان قاطع ) شارح طالقانى بضم سين گفته و در منجد قضاعه را تنها به فهد معنى نموده ( معنى فهد در قطعه هفتم گذشت ) ولى در قاموس بمعنى سگ آبى و فهد هر دو معنى نموده است ( 6 ) صحيح آن بالف ممدوده است و بكسر جيم نيز صحيح است سزاوارى يعنى پاداش دادن عمل نيك و بد ( 7 ) يعنى زدن را به زبان تركى او رماق و به زبان هندى مارى گويند .