حسن حسن زاده آملى
4
خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى)
[ تقديم ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ همى گويد ابونصر فراهى حسد حافده و حفد حاسده ما حركت الشمال و النخل الدقيق و تحركت الشمال و لنخل الدقيق « 1 » كه چون صبيانرا « 2 » پيش از تعلم لغت عرب رغبت ميافتد با شعار فارسى چه خوش آمدن شعر مرطبعهاى موزون را غريزى « 3 » است و تعلم « 4 » لغت عرب كليد همه علمها است قدرى از وى بنظم ياد كرديم تا بى تكلف ياد گيرند و چند بيتى كه ضابط بود مر هر چيزى را از علوم بميان اين قطعه ها در آورديم تا به نوشتن و خواندن اين نسخه همه را رغبت افتد و چون مجموع اين دويست و بيست بيت آمده بود آن را نصاب صبيان نام نهاديم و بالله التوفيق و عليه التكلان القطعة الاولى فى بحر المتقارب المثمن المقصور ببحر تقارب تقرب نماى بدين وزن ميزان طبع آزماى فعولن فعولن فعولن فعول « 5 » چو گفتى بگو اى مه دل رباى
--> ( 1 ) يعنى بستگان ابونصر در ارجمندى چنان شوند كه محسود ديگران شوند و همكنان از آنها رشك برند و بد خواه او و خويشانش سر خدمت در پيش و به بندگى بسر كنند تا باد شمال درخت خرماى باريك را مى جنباند و دست چپ براى بيختن آرد مى جنبد ( كنايه از آنكه تا جهان آباد است چه بنياد زندگى غالبا بر آن دو نهاده است . ( 2 ) يعنى كودكان را ( 3 ) سرشت و جبلى است ( 4 ) عطف است و بر صبيان را يعنى و چون تعلم لغت ( 5 ) ميزانى است كه براى سنجيدن اشعار به كار آيد كه در علم عروض مبرهن است و خليل بن احمد نحوى مشهور متوفى سنه يكصد و هفتاد واضع اين علم است .